صراحت در ارثگذارى آن دو دارد استدلال مىكند ، و به جان خود سوگند كه آن حضرت از ديگر كسانى كه مدّتها ، از نزول قرآن پا به عرصهء گيتى نهاده ارث را در اين آيات شريف مربوط به ارث حكمت و پيامبرى دانسته نه ارث در اموال ، و معناى مجازى را بدون دليل بر معناى حقيقى مقدّم داشتند ، نسبت به فهم آيات قرآن داناتر و اعلم بود كه اگر اين تصرّف و دخالت در معناى حقيقى لفظ بدون دليل جايز بود ، أبو بكر و يا ديگر كسانى كه در آن روزها طرفدار او بودند نيز مىتوانستند بدين گونه پاسخ حضرت زهرا را بدهند با اينكه آنان چنين پاسخى را به آن حضرت ندادند .
به علاوه ، در اينجا قرائن ديگرى نيز موجود است كه مىگويد مقصود از ارث ، ارث در اموال است .
( 1 ) پس از استدلال به آيات مربوط به ارث پيامبران ، حضرت به عموم آيات مربوط به ارث و عموم آيهء وصيّت استدلال فرمود و تخصيص اين آيات را بدون دليل شرعى از كتاب و سنّت كارى زشت بر شمرده با لحن و بيان كوبندهاى اين تخصيص بىجهت را بر آنان ايراد گرفته چنين فرمود :
« آيا خداوند دربارهء شما آيهء مخصوصى نازل كرده كه پدرم را با آن آيه از اين عموم خارج كرده باشد ؟ ! » با اين استفهام انكارى ، وجود مخصّص را در قرآن مجيد نفى كرده آنگاه فرمود :
« و يا اينكه شما از پدرم و از پسر عمويم در فهم عموم و خصوص قرآن آگاهتر و داناتريد ؟ » با اين پرسش توبيخى ، وجود مخصّص را در سنّت ، بلكه مطلق وجود مخصّص را منتفى دانست ، زيرا اگر مخصّصى وجود مىداشت رسول خدا و يا جانشين آن حضرت به او فهمانيده بيان مىكردند و نمىتوان گفت كه آنان نمىدانستند و از وجود مخصّص خبر نداشتند و يا در بيان اين مسأله به آن حضرت كوتاهى كردهاند زيرا در آن صورت تفريط و اهمال در بيان حكم الهى ، و كتمان حق ، و وادار كردن به جهل ، و در معرض باطل قرار دادن و گول زدن و فريب او نسبت به كرامت و مقامش ، و سستى در بازداشتن او از جدال و درگيرى و كينهتوزى و دشمنى بىجهت و بيهوده لازم مىآيد ،
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 572
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٥٧٢