بوده به عثمان پيغام داده مطالبهء ارث خود را از او كردند ؟
و چگونه براى پيامبر خدا جايز بوده كه اين حكم را از وارث پوشيده داشته براى افرادى كه وارث نيستند ، بيان كرده باشد ؟ هرگز سيرهء پيامبر بدين گونه نبود كه احكام الهى را به مردم نرساند و ابلاغ نكند و در مقام انذار نيز اين شيوه از آن حضرت شناخته نشده است زيرا ابتدا مأمور به انذار خويشاوندان نزديكش بود . اين كتمان با رفتار زيبا و برخورد بزرگوارانه و عنايت و لطف والايى كه نسبت به خويشاوندان خود داشت ، همانند نيست .
فقط براى حضرت زهرا يك راه و يك سخن باقى مانده است كه با گفتن آن كلمه غيرت آنان را برانگيخته با بلاغت و رسايى هر چه تمامتر در گفتارش جوش و خروش در آنان ايجاد كرد ، و آن جمله اين بود كه فرمود :
« . . . يا اينكه مىگوييد اهل دو آيين از يكديگر ارث نمىبرند ؟ » كه مىخواست با اين جمله بفهماند كه عموم آيهء ارث با آنچه شما ادّعا مىكنيد ، تخصيص نمىخورد مگر اينكه بخواهيد به جملهاى از آن حضرت كه فرمود : « اهل دو ملّت و دو آيين مختلف از يكديگر ارث نمىبرند . » استناد كنيد ، و بنابراين ، آيا به چنين كلامى لب مىگشاييد و چنين جملهاى را خواهيد گفت ؟ آيا مىتوانيد بگوييد كه من از امّت اسلامى نيستم ، و در زمرهء مسلمانان به شمار نمىآيم و از اين جهت حقّ ارث ندارم و بر اين حساب براى كار خود كه مرا از ارث محروم ساختهايد ، حجّت و دليلى داريد ؟ ! كه در اين صورت بايد گفت :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
« 1 » .
( 1 ) 2 - علّامه امينى گويد : اگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين جمله را فرموده بود ، مىبايست آن را به خويشاوندان و نزديكان خود كه پس از آن حضرت مدّعى ارث مىشوند ، بيان كرده باشد تا عذر و بهانه آنان را كه قاعدتا به عموم آيهء ارث و سنّت شريف استناد مىكردند ، بر طرف كند ، تا داد و فريادهايى كه گرفتارى و درگيرىهايى را به دنبال داشت ، پيش نيايد و پارهء تن و دختر پاك و طاهرهاش با حالت خشم و غضب بر اصحاب پدرش از دنيا نرود و اين مطلب براى هميشه موجب كينهتوزى و دشمنى در
هامش
( 1 ) النص و الاجتهاد ، صص 110 - 103 .