و فرمايش زكريّا كه فرمود : « من از خويشاوندانم پس از خود مىترسم » ، از اين جمله فهميده مىشود كه ترس آن حضرت به خاطر فساد اخلاق و رفتار آنان بوده ، و مقصود آيهء شريف آن است : « من از خويشاوندانم مىترسم كه پس از من اموالم را به ارث ببرند و در معصيت و نافرمانى تو خرج كنند . پس اى خداوند ! به من فرزندى پسنديده ببخش تا وارث اموال من بشود و آنها را در طاعت خود صرف نمايد ! » ( 1 ) خلاصه آنكه مىبايست ارث در اين آيهء شريف را بر ارث اموال و نه بر نبوّت و پيامبرى و امثال آن حمل كرد ، زيرا معناى متبادر به ذهن از لفظ « يرثنى » همين ارث مال است و در اينجا قرينهاى وجود ندارد تا لفظ را از معناى حقيقى كه ارث مال باشد برگردانده در معناى مجازى كه ارث نبوّت باشد استعمال كرده باشد ، بلكه قرائن فراوانى در خود آيهء شريف وجود دارد كه مقصود معناى حقيقى و نه معناى مجازى است .
نظر و رأى خاندان پاك پيامبر كه عدل و همتاى قرآن كريم مىباشند و هيچگاه از قرآن جداشدنى نيستند ، همين معناست و اختلاف و درگيرى حضرت زهرا عليها السّلام با أبو بكر براى مردم روشن و مسلّم است و همگان مىدانند كه حضرت زهرا به أبو بكر پيغام داد و ارث خود از رسول خدا را از او طلبيد و أبو بكر در جواب حضرت گفت :
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است : « ما چيزى به ارث نمىگذاريم . از ما هر چه بماند ، صدقه است » .
عايشه گويد : أبو بكر از اينكه چيزى به فاطمه بدهد ، خوددارى كرد و تمام ماترك پيامبر را به بيت المال اختصاص داد و هيچ چيزى را از اسباب و لوازم زندگى فروگذار نكرد . فاطمه بر أبو بكر خشمگين شده از او كناره گرفت و تا وقتى زنده بود ، با او يك كلمه سخن نگفت و پس از پيامبر شش ماه زنده بود . آنگاه كه از دنيا رفت ، شوهرش على او را - بر طبق وصيّتش - شبانه دفن كرد و به أبو بكر خبر نداد كه بيايد و بر او نماز بخواند . . . .
آرى با خشمى كه از قبل داشت و با پرخاش بر او غضبناك شد و خشم خود را اظهار كرده مقنعه بسته چادر بر سر انداخته به همراه گروهى از خويشاوندان و فاميلش نزد أبو بكر رفت . . . .
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 570
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٥٧٠