فرمايش خداوند متعال است كه فرمود :
وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ . . . *
« 1 » كه خداوند در اين آيه ارث را حقّ خويشاوندان نزديك ميّت قرار داده است . پيش از نزول اين آيه ، ارث بردن از يكديگر يكى از حقوق سرپرستى دينى به شمار مىآمد ، امّا پس از آنكه خداوند اسلام و مسلمانان را عزّت بخشيده با اين آيهء شريف ديگر موارد حقوق ارث را نسخ ، و حقّ ارث را منحصر به خويشاوندان نمود كه هر چه نزديكتر به موروث باشند ، در حقّ ارث مقدّم مىباشند چه آنكه موروث پيامبر باشد يا غير او و چه اينكه وارث از خويشاوندان او باشند يا از ديگر دارندگان سهم الارث و يا افرادى ديگر باشند كه بر طبق عمل به ظاهر آيهء شريف روشن مىگردد .
و از جملهء اين آيات ، فرمايش خداوند متعال در داستان حضرت زكريّاست آنجا كه مىفرمايد :
إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا
« 2 » ( 1 ) حضرت زهرا و امامان از فرزندانش به اين آيهء شريف براى اثبات ارث بردن پيامبران از اموال يكديگر استدلال كرده فرمودهاند كه ارث مذكور در اين آيه اموال آنهاست و ربطى به علم و نبوّتشان ندارد و در اين استدلال عموم دانشمندان اماميّه از آنان پيروى كرده گفتهاند : لفظ ميراث در لغت و شرع جز بر آنچه كه از موروث به وارث منتقل مىشود مانند اموال بر چيز ديگرى اطلاق نمىشود و در غير اموال
هامش
( 1 ) انفال ( 8 ) : 75 .
( 2 ) مريم ( 19 ) : 6 - 3 : وقتى كه خدايش را پنهانى صدا كرد و ندا داد ، گفت : استخوان من سست و مويم سپيد گشت با اين حال من از دعاى تو نااميد نشدهام . و من از وارثان كنونى خود [ پسر عموها ] بيمناكم و زوجهام هم نازا ( و عقيم ) است پس از لطف خود فرزندى به من عطا فرما كه وارث من و همهء آل يعقوب باشد و اى پروردگار ! او را وارثى پسنديده قرار ده !