تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
نمىگيريم و تنها خداوند است كه حقّ و انتقام ما را مىگيرد . ما سرپرست و اولياى مؤمنان مىباشيم . به سود آنان حكم كرده حقوق آنان را از كسانى كه به آنان ستم كرده‌اند ، مىگيريم و براى خودمان چيزى را نمىگيريم . « 1 » ( 1 ) 8 - جاحظ مىگويد « 2 » : عدّه‌اى چنين پنداشته‌اند كه دليل بر صداقت خبر ابو بكر و عمر در منع ميراث حضرت زهرا و برائت ذمّه و ساحت آنان از اين ستم آن است كه صحابهء رسول خدا بر آنان ايراد نگرفته متعرّض آنها نشدند . . . به آنان گفته مىشود كه اگر عدم تعرّض آنان نسبت به آن دو را دليل بر صداقت و حقّانيّت آن دو بگيريم ، مىبايد نسبت به آن طرف دعوا كه ستمديدگان و طلبكاران باشند ، [ با توجّه به اينكه ] همين سكوت و عدم تعرّض از طرف صحابه نسبت به آنان نيز وجود داشته است ، پس دليل بر صدق ادّعاى آنان و پذيرش و صحيح دانستن گفتارشان باشد ، چون مىبينيم درگيرى و محاجّه و اصرار بر بازپس بازپس‌گيرى ميراث خود داشتند و چنين رسيده است كه حضرت زهرا وصيّت كرد كه ابو بكر بر او نماز نخواند و به هنگامى كه براى مطالبهء حقّش نزد ابو بكر آمد ، به او گفت : پس از آنكه تو بميرى ، ارث تو به چه كسى مىرسد ؟ گفت : به خانواده و فرزندانم . گفت : ما را چه شده كه نمىتوانيم از رسول خدا ارث ببريم ؟ آن حضرت هنگامى كه از ميراثش ممنوع ، حقّش ربوده ، بيمارى بر او چيره و كارش دشوار شده مشاهده فرمود كه پايمال و لگدكوب گشته است از پرهيزكارى و خداترسى آنان نااميد شده آثار ناتوانى و كمبود ياور خود را احساس كرد ، ابو بكر را مورد خطاب قرار داده گفت : تو را در نزد خداوند نفرين خواهم كرد . وى پاسخ داد : من تو را دعا خواهم نمود . فرمود : به خدا سوگند كه هيچ‌گاه با تو صحبت نخواهم كرد . گفت : من هيچ‌گاه از تو دورى نخواهم نمود . اگر ايراد نگرفتن بر ابو بكر دليل بر درستى كار او در جلوگيرى از حقّ حضرت فاطمه باشد ، همين ايراد نگرفتن بر حضرت فاطمه در مورد مطالبهء حق نيز وجود دارد
هامش
( 1 ) الطرائف ، صص 252 - 251 . ( 2 ) رسائل ، ص 300 .