تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
بر آنان نيست ، زيرا حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هم شبانه دفن شد ، و عمر هم پسرش را در شب دفن كرد ، اصحاب رسول خدا نيز همان گونه كه در روز دفن مىشدند ، گاهى اوقات هم در شب دفن مىشدند بنابراين ، در اين كار طعن و ايرادى نسبت به ديگران محسوب نمىشود ، بلكه براى زنان بهتر همان است كه شبانه و پوشيده دفن شوند . ( 1 ) در جواب به آنان گفته مىشود : دفن در شب به خودى خود ايرادى [ بر ديگران ] به شمار نمىآيد ، بلكه وصيّت به دفن شبانه و خشمگين بودن از آنان و اينكه آنان درخواست ملاقات و عيادت از آن حضرت كردند و به آنان اجازه نفرمود تا اينكه رفتند و از حضرت على درخواست كردند « 1 » و حضرت از آنان شفاعت كرد و بعد
هامش
( 1 ) ابن قتيبه دينورى متوفاى سال 276 گويد : عمر به ابو بكر گفت : بيا برويم نزد فاطمه چون ما او را به خشم آورده‌ايم . با يكديگر به منزل آن حضرت رفته اجازه خواستند كه بر آن حضرت وارد شوند . حضرت اجازه نداد . نزد حضرت على رفته با او صحبت كردند و آن حضرت آن دو را به حضور حضرت فاطمه عليها السّلام برد . هنگامى كه روبروى آن حضرت نشستند ، روى خود را به طرف ديوار برگردانيد . آنان به آن حضرت سلام كردند ولى جواب سلام آنان را نداد . ابو بكر لب به سخن گشوده گفت : اى حبيبه رسول خدا ! به خدا سوگند كه خويشاوندان رسول خدا از خويشاوندان خودم نزد من محبوب‌تر مىباشند ، و تو در نزد من از عايشه دخترم محبوبترى و دوست مىداشتم كه روز رحلت پدرت من نيز از دنيا مىرفتم و بعد از او در اين دنيا باقى نمىبودم . آيا شما مرا چنين آدمى مىبينيد كه با اينكه عارف به حق شمايم و فضيلت و شرافت تو را به خوبى مىدانم در عين حال حق تو را بگيرم و از ميراث رسول خدا مانع شوم ؟ نه اين چنين نيست ، جز اينكه من از پدرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىفرمود : « ما ارث نمىگذاريم ، هر آنچه از ما بماند ، صدقه است » . فرمود : آيا شما خود اين چنين مىبينيد كه اگر من حديثى را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برايتان نقل كنم كه شما با آن حديث آشنا باشيد ، به آن عمل خواهيد كرد ؟ گفتند : آرى ! فرمود : شما را به خدا سوگند مىدهم آيا از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نشنيده‌ايد كه مىفرمود : « خشنودى فاطمه خشنودى من و خشم فاطمه موجب خشم و غضب من است ، هر كس فاطمه دخترم را دوست داشته باشد مرا دوست داشته و هر كس فاطمه را خشنود و راضى سازد مرا خشنود و راضى ساخته و هر كس فاطمه را به خشم درآورد مرا به خشم درآورده است » ؟ گفتند : آرى ! اين حديث را از رسول خدا شنيده‌ايم . فرمود : پس من ، خداوند و فرشتگانش را شاهد و گواه مىگيرم كه شما مرا به خشم درآورده راضى نساختيد و هرگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ملاقات كردم از شما به او شكايت خواهم كرد . ابو بكر گفت : من از خشم و غضب آن حضرت و خشم و غضب تو اى فاطمه به خداوند پناه مىبرم . بعد شروع به گريه كرد و چنان مىگريست كه نزديك بود جانش به در رود و در آن لحظه حضرت مىفرمود : به خدا سوگند به دنبال هر نمازى كه بخوانم تو را نفرين مىكنم . . . على عليه السّلام تا وقتى فاطمه عليها السّلام زنده بود بيعت نكرد و او بعد از پدرش بيش از هفتاد و پنج شب زنده نبود . « الامامة و السياسة ، ج 1 ص 13 » .
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 550 | سيد حسن افتخارزاده / أحمد رحمانى همدانى