تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
مسلمان برجسته و ممتازى بود . بر فرض از اين مرحله پايين‌تر آمده شهادت على عليه السّلام را همچون شهادت يكى از مؤمنان عادل بدانيم ، چرا أبو بكر به جاى شاهد دوم از فاطمه نخواست كه سوگند ياد كند كه اگر قسم خورد ، ادّعايش را بپذيرد و اگر از اداى سوگند خوددارى كرد ، دعوايش را نپذيرد ؟ ولى مىبينيم چنين كارى را هم نكرد بلكه ادّعا را به صرف اينكه شهادت على و امّ ايمن فايده‌اى ندارد رد كرد . و اين گونه رفتار به همان گونه كه مىبينيد ، عادلانه و منصفانه نيست در حالى كه على عدل و همتاى قرآن ، قرآن با او و او با قرآن است و از يكديگر جدا شدنى نيستند ، فقط او در آيهء مباهله ، جان و نفس پيامبر به شمار آمده ولى در اين دادگاه شهادتش اثرى نداشت . اى واى ، اين چه مصيبت دردناكى است كه بر اسلام وارد شده است و ما با خواندن اين آيهء شريف با آن برخورد مىكنيم :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
« 1 » ( 1 ) 2 - علّامه ابو الفتح محمّد بن على كراجكى « 2 » گويد : از رويدادهاى شگفت‌آور آنكه فاطمه دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزد أبو بكر رفته فدك را از او مىطلبد و چنين اظهار مىدارد كه فدك حقّ اوست . او را در گفتارش تكذيب و ادّعايش را قبول نمىكنند و شكست خورده و ناراحت به منزلش برمىگردد . بعد عايشه دختر أبو بكر مىآيد و خانه‌اى را كه در آنجا مىنشسته ، ادّعا مىكند و مىخواهد و آن را حقّ خود مىداند . ادّعايش پذيرفته و گفتارش تصديق مىشود و بيّنه و شاهدى از او نمىخواهند و آن حجره را به او مىدهند و در آن تصرّف مىكند و بر بالاى سر حضرت رسول كلنگ مىزند تا افراد قبيلهء تيم و عدى را در آنجا دفن كند . ولى پس از وفات حسن بن على از اينكه تابوتش را كنار قبر پيامبر بگذارند ، جلوگيرى كرده مىگويد : كسى را كه دوستش ندارم ، به خانه‌ام نياوريد ! با اينكه آنان جنازهء آن حضرت را براى آن آورده بودند كه با جدّش وداع كرده متبرّك شود ، در عين حال وى از دخول جنازه به خانه جلوگيرى كرد .
هامش
( 1 ) النص و الاجتهاد ، صص 119 - 110 . ( 2 ) متوفّاى سال 449 .