از آبادى خود برداشته به پيامبر واگذار كردند و بنابراين ، بدون جنگ به تصرّف حضرت درآمد . . . . پس از رحلت حضرت رسول ، فاطمه عليها السّلام مدّعى شد كه پيامبر آنجا را به او بخشيده است . أبو بكر گفت : تو در حال نادارى گرامىترين مردم و در حال دارايى و بىنيازى محبوبترين مردم در نظر من مىباشى . در عين حال ، گفتارت را صحيح نمىدانم و تصديق نمىنمايم و نمىشود چنين حكمى صادر كنم .
امّ ايمن و يكى ديگر از غلامان حضرت رسول بر اين مطلب گواهى دادند . أبو بكر شاهدى را خواست كه بشود در شرع و قانون اسلامى به شهادت و گواهى او اعتماد كرد . . . . « 1 »
( 1 ) 4 - حافظ كبير ابو القاسم حسكانى از ابو سعيد خدرى روايت مىكند : هنگامى كه آيهء شريف :
وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ
نازل شد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فاطمه عليها السّلام را طلبيده فدك و عوالى را به او بخشيده فرمود : اين سهمى است كه خداوند براى تو و فرزندانت مشخّص كرده است . « 2 »
( 2 ) 5 - از ابو سعيد نقل شده است : هنگام نزول آيهء شريف
وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ
، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : اى فاطمه ! فدك از آن توست . « 3 »
( 3 ) 6 - علّامه شهرستانى گويد : اختلاف ششم در مسألهء فدك و ارث بردن از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ادّعاى فاطمه عليها السّلام ، يك بار به عنوان ارث ، و بار ديگر به عنوان اينكه به من تمليك شده ، تا جايى كه اين ادّعا با روايت مشهورى كه از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شده بود كه « ما گروه پيامبران چيزى ارث نمىگذاريم ، آنچه از ما بماند ، صدقه خواهد بود . » ، روبرو شد كه با استناد به اين روايت فدك را از او گرفتند . « 4 »
( 4 ) 7 - استاد عبد الفتّاح عبد المقصود گويد : نظريهء صحيح دربارهء فدك آن است كه آنجا ملك خالص رسول خدا بود كه مىتوانست تا هنگام وفاتش به همان ملكيّت
هامش
( 1 ) تفسير كبير ، ج 29 ص 284 .
( 2 ) شواهد التنزيل ، ج 1 ص 340 .
( 3 ) منتخب كنز العمّال چاپ شده در حاشيهء « مسند احمد » ، ج 1 ص 228 .
( 4 ) ملل و نحل ، ج 1 ص 23 .