حضرت مصالحه كردند . خيبر « فىء » مسلمانان ، ولى فدك از آن رسول خدا بود ، زيرا آنان تاختوتازى نسبت به آنجا نداشتند . « 1 »
( 1 ) 7 - مورّخ بزرگ ، عزّ الدّين ابو الحسن ، معروف به ابن اثير گويد : خيبر فىء مسلمانان و فدك « خالصهء » رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود ، زيرا آنان تاختوتازى در آنجا نداشتند . « 2 »
( 2 ) 8 - ابن ابى الحديد گويد : أبو بكر گفت : ابو زيد عمر بن شبّه از حيّان بن بشر ، از يحيى بن آدم ، از ابن ابى زائده ، از محمّد بن اسحاق ، از زهرى روايت كرده كه گويد :
تعدادى از اهالى خيبر در حصار خود باقى مانده و از رسول خدا درخواست كردند كه خونشان را نريزد و به آنان اجازه دهد تا از آن سرزمين كوچ كنند . حضرت با درخواست آنان موافقت فرمود . اهالى فدك از اين قرارداد خبردار شده درخواست كردند كه با آنان نيز بدين گونه رفتار شود . حضرت با تقاضاى ايشان نيز موافقت فرمود . و از آنجا كه فدك با قهر و غلبه و تاختوتاز لشكر فتح نشده بود ، تمامى آن خالصهء رسول خدا شد .
أبو بكر ادامه مىدهد كه محمّد بن اسحاق نيز گويد : پس از آن كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از كار خيبر فارغ شد ، خداوند در دل اهالى فدك ترس و رعب افكنده نمايندهاى نزد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرستاده درخواست كردند كه با آنان بر نصف اموال فدك مصالحه كند . نمايندهء آنان در خيبر و يا در بين راه ، يا پس از آنكه حضرت به مدينه آمدند ، به خدمت آن جناب رسيد . حضرت با پيشنهاد آنان موافقت فرمود و از آنجا كه فدك بدون تاختوتاز تسليم شده بود ، آن ملك خالص رسول خدا شد . « 3 »
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى ، ج 3 ص 14 .
( 2 ) الكامل في التاريخ ، ج 3 ص 221 .
( 3 ) ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 16 ص 210 ، ذيل نامهء حضرت على عليه السّلام به عثمان بن حنيف ، نامهء 45 .