خالص باقى مانده باشد و مىتوان گفت كه آن را پيش از وفات به دخترش بخشيده باشد . . . .
وى در جاى ديگر گويد : سرزمين فدك چه به صورت بخشش و يا به عنوان ارث ، حقّ خالص فاطمه بود كه نمىشود بحث و جدل و شكّ و ترديدى در آن ابراز داشت . « 1 »
( 1 ) 8 - ابن ابى الحديد از قاضى القضات عبد الجبّار نقل مىكند : ما منكر صحّت روايتى نيستيم كه ادّعاى حضرت فاطمه عليها السّلام را نسبت به فدك نقل مىكند ، امّا مسلّم نيست كه فدك در تصرّف او بوده باشد . البتّه اگر در دست او بود و در آن تصرّفى داشت ظاهرا مىبايست گفت كه ملك او بوده و اگر از جمله ماترك حضرت رسول منظور شود ، در اين صورت ظاهر آن است كه ميراث باشد . « 2 »
وى ( ابن ابى الحديد ) در جاى ديگر گويد : آيا صحيح است فدك را بخشش رسول خدا نسبت به فاطمه بدانيم ؟ آنگاه وى از كتاب « سقيفه » و « فدك » تأليف احمد بن عبد العزيز روايات فراوانى را مىآورد كه آن حضرت مدّعى بخشش بوده است . « 3 »
( 2 ) 9 - ياقوت حموينى گويد : و در آنجا ( فدك ) چشمهاى جوشان و درختان خرماى فراوانى است ، و اين همان سرزمينى است كه فاطمه رضى اللّه عنها گفت : رسول خدا آن را به من بخشيده است . « 4 »
( 3 ) 10 - در نامهاى كه مأمون به فرماندارش در مدينه نوشته ، چنين آمده است :
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فدك را به فاطمه دخترش بخشيد و آنجا را به او ارزانى داشت . اين مطلب امر مهمّى است كه براى همگان روشن و آشكار مىباشد و در اين امر بين افراد خاندان پيامبر اختلافى نيست . « 5 »
هامش
( 1 ) علّامه قزوينى ، فدك ، صص 7 - 6 .
( 2 ) شرح نهج البلاغه ، ج 16 صص 268 و 269 .
( 3 ) همان مدرك .
( 4 ) معجم البلدان ، مادهء فدك .
( 5 ) فتوح البلدان ، ص 46 .