بدين گونه به قثم بن جعفر فرماندار خود در مدينه نوشت :
« امير المؤمنين نسبت به موقعيّت و مقامى كه در دين خدا و جانشينى پيامبر اكرم و خويشاوندىاى كه نسبت به آن حضرت دارد ، سزاوارتر به آن است كه از سنّت او پيروى كند . . . . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فدك را به دخترش فاطمه بخشيد و آن را صدقه او قرار داد و اين عملى ظاهر و معروف و شناخته شده بود كه در بين افراد خاندان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هيچ گونه اختلافى در آن وجود نداشت . از اين رو ، امير المؤمنين چنين مصلحت ديده است كه آن را به ورثهء او برگرداند و به خاطر تقرّب به خدا آن را تسليم آنان گرداند . . . » « 1 »
( 1 ) 5 - شيخ شهاب الدّين ياقوت حموى در معجم البلدان دربارهء فدك گويد :
« فدك » ، ابن دريد گفته است : فدكّت القطن تفديكا [ يعنى : ] پنبه را زدم و از هم باز كردم : و فدك دهكدهاى است در حجاز كه فاصلهاش تا مدينه دو يا سه روز است .
آن را خداوند متعال در سال هفت به صورت صلح به پيامبرش بخشيد . داستان از اين قرار بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پس از ورود به خيبر و فتح قلعهها و دژهاى محكم آن ، سه روز در آنجا ماند و حلقهء محاصره را بر يهوديان سخت گرفت . آنان نمايندگانى نزد حضرت فرستاده درخواست كردند كه به آنان اجازه دهد تا از آن سرزمين كوچ كنند . رسول خدا چنين اجازهاى را به آنان داد ، اين خبر به اهل فدك رسيد ، نمايندهاى نزد حضرت فرستاده درخواست كردند كه حضرت با آنان بر نصف ميوهها و اموالشان مصالحه كند . حضرت با تقاضاى آنان موافقت فرمود . بنابراين ، فدك از جمله آبادىها و املاكى است كه به صورت جنگ و تاختوتاز فتح نشده است و از اين رو ، به صورت خالص ملك آن حضرت شد . چشمهاى جوشان و نخلستانى بزرگ با درختان خرماى فراوان در آنجا مىباشد ، و اينجا همان سرزمينى است كه فاطمه - رضى اللّه عنها - گفت : رسول خدا آن را به من بخشيده است . أبو بكر گفت : من براى اين ادّعا شهود و گواهانى لازم دارم ، و آنجا داستانى دارد . . . .
( 2 ) 6 - تاريخ نويس مشهور محمّد بن جرير طبرى ، متوفّاى سال 310 گويد :
هامش
( 1 ) فتوح البلدان ، ص 46 .