واقعيت آن حضرت آگاهى داشته باشند . امّا البته اين توجيه - اگر چه باريك و دقيق است - ولى طبق آن ، ديگر نبود آن سى نفر موجب تنهايى دلتنگ سازنده نخواهد بود .
( 1 ) نكتهء سوم مطلبى است كه هر دو روايت در آن صراحت دارند ، و آن اينكه آن حضرت از مردم كنارهگيرى مىكنند . اين مطلب را به يكى از دو وجه ذيل مىتوان حمل نمود :
وجه اوّل اينكه به اعتزال و كنارهگيرى نسبى تفسير شود . بدين معنى كه حضرت مهدى - عليه السلام - به صفت حقيقى خود ، ميان مردم نيست ، گرچه به صورت يك فرد معمولى ، در بين آنان به سر مىبرد . و اين مطلب با نظريّهء دوم - پنهانى عنوان - سازگار است ، اگر چه با ظاهر دو روايت مخالفت دارد ، و هر كس آن دو را بخواند ، اين مخالفت برايش روشن خواهد شد .
وجه دوم كنارهگيرى آن حضرت از مردم به طور مطلق مىباشد . اين وجه ، با نظريّهء اوّل نزديكتر است ، زيرا آن مستلزم كنارهگيرى مطلق است . و با نظريّه دوم منافاتى ندارد ، زيرا امكان دارد كه امام - عليه السلام - در حال دورى و كنارهگيرى از مردم ديده شود ، و ليكن شناخته نشود . امّا نيازى به اين فرض نيست ، زيرا در صورت شناخته نشدن ، ديگر كنارهگيرى لازم نيست ، مگر در مواردى كه بودن در ميان مردم ، موجب آشكار شدن موقعيّت آن حضرت - عليه السلام - گردد .
( 2 )
امر سوم : نام فرزندان حضرت مهدى ( ع ) و محل سكونت و اعمال آنان
روايت انبارى ، كه بدان اشاره شد ، گوياى اين مطلب است كه امام - عليه السلام - در جزاير ناشناختهاى در درياى مديترانه ، فرزندانى دارد ، بدين ترتيب :
1 - طاهر بن محمّد بن الحسن ، فرمانرواى يكى از اين جزاير به نام « زاهره » « 8 » 2 - قاسم بن محمّد بن الحسن ، فرمانرواى جزيرهء « رائقه » « 9 »
هامش
( 8 ) نجم ثاقب / 220 ، 221 .
( 9 ) نجم ثاقب / 222 .