يك جا را براى هميشه و يا در اغلب اوقات در نظر بگيريم ، زيرا لازمهء آن ، عادتا جلب شدن توجّه مردم به شخصيّت حقيقى آن حضرت و بر طرف شدن غيبت وى مىباشد . پس براى رفع شك و ترديد مردم نسبت به خود ، بايستى خود را جابجا سازد و هر مدّتى را در يك شهر سكنا گزيند .
از ديدگاه روايات
: ( 1 ) و امّا از نظر روايات مخصوصهاى كه در اين باره رسيده است ، با چند روايت روبرو هستيم :
اوّل : روايت مفضل بن عمر كه قبلا گذشت و در آن مىگفت :
« بر جاى حضرت ، هيچ يك از فرزندان و نه ديگران ، جز آن كس كه كارهاى شخصى ايشان را انجام مىدهد ، كسى آگاه نيست . »
دوم : خبر كمال الدين انبارى كه بدان اشاره كرديم .
سوم : خبر زين العابدين مازندرانى كه گذشت .
( 2 ) دو روايت اخير در اين مطلب مشترك مىباشند كه حضرت مهدى - عليه السلام - در جزاير ناشناختهاى در درياى ابيض ميانه - مديترانه - ساكن مىباشد ، و گويا اين اخبار با روايت ابن مهزيار مطابق مىباشند كه امام - عليه السلام - جز در درّههاى صعب العبور و خرابههاى شهرها ساكن نمىباشد و با مردمى كه مورد خشم و غضب خداوند قرار گرفتهاند ، همسايه نخواهد شد .
و پيشتر گذشت كه اساس اين دو روايت همان اساس نظريّهء اوّل مىباشد ، و لذا باطل و نامعتبر مىباشند .
( 3 ) چهارم : روايت ابو بصير از امام باقر - عليه السلام - است كه مىفرمايد :
« براى صاحب اين امر چارهاى از كنارهگيرى نيست . و در كنارهگيرىاش بايستى از نيرويى برخوردار باشد . و با داشتن سى نفر همراه ، ديگر تنهايى و دلتنگى نخواهد داشت . و طيبه جايگاه خوبى است . » « 7 »
هامش
( 7 ) قال الباقر ( ع ) : لا بدّ لصاحب هذا الأمر من عزلة و لا بدّ فى عزلته من قوّة ، و ما بثلاثين من وحشة ، و نعم المنزل طيبة : غيبت طوسى / 102 .