3 - ابراهيم بن صاحب الامر ، حاكم شهرى به نام « صافيه » « 10 » 4 - عبد الرحمن بن صاحب الامر ، حاكم شهر « طلوم » « 11 » 5 - هاشم بن صاحب الامر ، حاكم شهر « عناطيس » « 12 » ( 1 ) تمام اينان ، تحت نظر پدر خويش حضرت صاحب الامر - عجّل اللّه تعالى فرجه - حكومت مىكنند ، گرچه اين روايت دلالت ندارد بر اينكه آيا پدر خويش را مىبينند يا نمىبينند .
از آنجا كه واقعه روايت شده ، مربوط به قرن ششم هجرى « 13 » مىباشد كه از تولّد حضرت چهار صد سال گذشته ، و نيز احتمال نمىدهيم كه طول عمر فرزندان و همسر حضرت به شكل غير عادى بوده و از عمر ديگران بيشتر باشد ؛ بنابراين بر فرض صحّت روايت ، آنچه روشن مىشود اين است كه آن حضرت در آن دوران داراى همسر و فرزند بوده است . و قبلا گفتيم ازدواج آن حضرت در صورتى است كه همسرى قابل اطمينان و داراى بالاترين مراتب اخلاص وجود داشته باشد ، تا آن حضرت را شناخته و در پنهان نگاهداشتن ايشان همكارى كند ، به طورى كه حتّى براى فرزندان هم ناشناس بماند ، اگر چه ممكن است انتساب خود را به حضرت بدانند .
( 2 ) امّا ازدواج و يا فرزند داشتن آن حضرت ، پيش از قرن ششم و يا بعد از آن را روايت متعرض نشده ، و لذا بستگى به قواعد گذشته دارد . و به عدم صحّت اين روايت ، قبلا اشاره شد و تفصيل آن خواهد آمد .
( 3 ) و امّا روايت مازندرانى كه در مضمون شبيه اين روايت است ، تاريخ آن ، قرن هفتم مىباشد و دلالت دارد بر وجود جزايرى در درياى مديترانه كه بزرگترين آنها جزيرهء خضراء است كه يكى از نايبان خاص حضرت بر آن حكومت مىكند ، كه نامش محمّد و لقبش شمس الدين مىباشد . وى يكى از نوادگان
هامش
( 10 ) نجم ثاقب / 222 .
( 11 ) نجم ثاقب / 222 .
( 12 ) نجم ثاقب / 222 .
( 13 ) نجم ثاقب / 217 .