تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
بررسى احاديث : ( 1 ) حديث اخير با روايت اوّل در دلالت بر كناره‌گيرى حضرت بقية اللّه و دورى وى از مردم مشترك است و از اين جهت با آن متفاوت است كه روايت اخير چنين مىرساند كه گروهى از مردم در هر زمانى حضرت را شناخته و به او پيوسته و تنهايى را از او بر طرف مىسازند ، ولى روايت اول اين مطلب را نفى كرده و مىگفت كه هيچ كس جز خدمتكار ويژه امام از مكان وى آگاه نيست . و نيز روايت اخير مكان حضرت را در « طيبه » مىداند كه همان مدينهء حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - مىباشد . بنابراين در اينجا سه نكته است كه بايد به بررسى آنها بپردازيم و بهتر آن است كه از نكته آخرى آغاز كنيم : ( 2 ) نكته اوّل در پيرامون مطلبى است كه در روايت ابو بصير است ، كه حضرت در مدينه سكنا گزيده و در آنجا به سر مىبرد . اين مطلب را روايت ابن مهزيار - كه طبق آن جاى حضرت فقط بيابانها و صحراها مىباشد - نفى مىكند . و نيز با رواياتى كه ديدار امام - عليه السلام - را در دوران غيبت صغرى و كبرى ، در جاهاى ديگرى غير از مدينه نقل كرده‌اند ، منافات دارد . با در نظر گرفتن اين مطالب روايت ابو بصير قابل استدلال نخواهد بود . با صرف نظر از اين منافات و تناقض ، به سر بردن در مدينه ، با قواعد عمومى كه دانسته شد - چه نظريّه اوّل را قبول داشته باشيم و چه نظريّهء دوم را - منافاتى ندارد . و امّا بنابر نظريّه پنهانى بدن آن حضرت ، پس امكان اين هست كه محل سكونت آن حضرت را در مدينه فرض كنيم و هيچ‌گونه اشكال و يا دشوارى پيش نخواهد آمد . ( 3 ) و امّا بنابر نظريّه پنهانى عنوان و شخصيّت ، بايد سكونت در مدينه را طورى در نظر بگيريم كه كسى از وضع آن حضرت آگاه نگردد . زيرا زندگى كردن براى مدّتى طولانى در يك مكان ، عادتا سبب جلب توجّه مردم و شناخته شدن امام - عليه السلام - مىشود . پس به ناچار بايد فرض كنيم كه در هر دوره در يك جا