تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
حضرت است كه با پنج پشت به ايشان مىرسد « 14 » ولى روشن نيست كه وى به يكى از فرزندانى كه در روايت قبل آمده‌اند منتسب باشد . و ظاهرا بعيد است كه در طول يك قرن پنج نسل پشت سر هم به وجود آيند ، مگر اينكه فرض كنيم آن حضرت همسران متعدد داشته و يا تناسل اولاد او سريع بوده است . ( 1 ) ظاهر اين روايت آن است كه فرزندان مستقيم آن حضرت و يا اولاد آنها نيز همزمان با اين شخص در حيات نبوده‌اند ، و الا نواده پنجم به حكومت نمىرسيد ، مخصوصا كه روايت گوياى آن است كه پدران اين شخص از او برتر و شايسته‌تر بوده‌اند ؛ زيرا او حضرت را مشاهده نمىنموده است ، در حالى كه پدرش اگر چه خود حضرت را نمىديده ولى صداى وى را مىشنيده است ، و نيز جدّش هم حضرت را مىديده و هم صدايش را مىشنيده است . « 15 » و روشن است كه هر چه ارتباط يك شخص بيشتر باشد فضيلت و اخلاص او نزد آن حضرت بيشتر است . صحّت و عدم صحّت اين روايت را در امر چهارم بررسى خواهيم كرد . ( 2 )

امر چهارم : بنيانگذارى جامعهء نمونهء اسلامى در دوران غيبت كبرى ، توسط حضرت بقيّه اللّه ( ع )

دو روايت انبارى و مازندرانى ، كه قبلا به آنها اشاره شد ، دلالت بر تأسيس چنين جامعه‌اى دارند ، ولى قرائن عقلى و نقلى ديگرى وجود آن را نفى مىكنند . در اينجا مايليم ويژگيهاى فكرى و اجتماعى و علمى و سياسى چنين جامعهء نمونه‌اى را با دست آوردهاى آن در زمينه رفاه و آسايش و بهره‌گيريهاى كشاورزى و تجارى بررسى نمائيم . پوشيده نماند ، در صورتى كه اصل ثبوت اين دو روايت و صحّت آنها مورد اشكال قرار گرفت ، ديگر ارزشى براى اين خصوصيات و ويژگيها باقى نخواهد ماند ، مگر اينكه بر فرض صحّت آن در نظر
هامش
( 14 ) بحار الانوار ( كمپانى ) 13 / 146 ؛ طبع جديد 52 / 168 . ( 15 ) بحار الانوار ( كمپانى ) 13 / 146 ؛ طبع جديد 52 / 167 .