پيمان بسته ، كه با مردمى كه مورد غضب خداوند قرار گرفتهاند و نفرينشان كرده و در دنيا و آخرت خوار و ذليلشان نموده است ، و عذاب دردناك بر ايشان مقرر ساخته ، همسايه نشوم . و به من دستور داده كه جز در دامنههاى صعب العبور كوهها و خرابههاى شهرها ، جايى سكنا نگزينم . . . »
( 1 ) اين روايت دلالت دارد بر اينكه جايگاه حضرت مهدى - عليه السلام - در بيابانها و صحراهاى دور دست است و اين مطلب ، هم در دوران غيبت صغرى ، و هم در غيبت كبرى بوده است ، و با هر دو نظريّه دربارهء غيبت سازگار مىباشد . و امّا قبلا يادآور شديم كه اين مطلب اگر چه به خودى خود محتمل است ولى با بسيارى از روايات ديگر كه دلالت بر وجود و حضور آن حضرت در مكانهاى ديگر دارد ، مخالف است ، كه مهمترين آنها روايات مشاهده است در دوران غيبت صغرى و كبرى ، مگر اينكه فرض كنيم كه آن حضرت - عليه السلام - توسط اعجاز بدان جاها رفته است ، كه نيازى به چنين فرضى نداريم ، زيرا معجزه به هنگام اتمام حجت اقامه مىشود و در اينجا نيازى بدان نيست .
از ديدگاه قواعد عمومى
: ( 2 ) از اين روايت كه بگذريم ، آنچه باقى مىماند ، بحث در مورد مكان حضرت بقية اللّه - ارواحنا فداه - يك بار بر حسب قواعد عمومى - به مقتضاى دو نظريّه اصلى در زمينهء غيبت - و بار ديگر بر اساس روايات خاصى كه مىتوان در اين مورد بدانها استدلال نمود ، مىباشد .
اما نظريّهء اوّل ، يعنى پنهان شدن جسم حضرت ، مقتضى آن است كه مكان امام - عليه السلام - بطور كلّى ناشناخته باشد ، مگر به هنگام مشاهده در جايى كه مصلحت اقتضاء كند .
و امّا طبق نظريّهء دوم ، يعنى پنهان بودن شخصيت و عنوان امام - عليه السلام - چنان كه قبلا روشن ساختهايم ، امكان دارد آن حضرت در هر مكانى كه اراده كند ، زندگى نمايد و به هر جا كه مىخواهد برود ، چه در شهر و چه در بيابان و صحرا ، و يا در دريا و فضا ، بدون اينكه كسى را متوجّه خويش گرداند و رازى را آشكار سازد . و گفتيم كه شايسته نيست براى آن حضرت - عليه السلام - فقط