ظهور است و يا اگر مربوط به زمان غيبت است ، به صورتى است كه موجب آشكار شدن وضع امام - عليه السلام - نگشته و با غيبت منافات ندارد .
( 1 ) گروه دوم :
رواياتى كه دلالت بر ازدواج آن حضرت و وجود فرزندانى براى ايشان ، در دوران غيبت كبرى مىكند . در اين باب سه روايت موجود است :
خبر اوّل : روايتى است كه مرحوم حاج ميرزا حسين نورى - قدس سرّه - در كتاب « نجم ثاقب » از كتاب غيبت شيخ طوسى و كتاب غيبت نعمانى نقل كرده است . وى يا سند معتبر از مفضل بن عمر روايت كرده كه گفت : از حضرت صادق - عليه السلام - شنيدم كه مىفرمود :
« صاحب اين امر را دو غيبت است . يكى از آن دو آن قدر طول مىكشد كه برخى گويند : مرده است . و ديگرى گويد : كشته شده است . و برخى ديگر گويند : از بين رفته است . بر اعتقاد به وجود او جز عدد اندكى از يارانش باقى نمىمانند . هيچيك از فرزندان و نه ديگرى ، از جاى او خبر ندارد ، مگر آن كس كه كارهاى او را انجام مىدهد . » « 2 »
خبر دوم : روايت كمال الدين انبارى است كه مضمون آن را در مسأله چهارم ذكر خواهيم كرد . « 3 »
خبر سوم : روايت زين الدين مازندرانى است كه از چندين جهت با روايت دوم شباهت دارد ، به طورى كه در فصل آينده خواهيم ديد . « 4 »
بررسى روايات :
( 2 ) امّا به هيچ يك از اين سه روايت نمىتوان استدلال كرد ، بدين معنى كه بر فرض صحّت سند اين روايات ، بيش از آنچه را كه قواعد عمومى اثبات كردهاند چيزى را اثبات نمىكنند .
و امّا روايت نخست ، از چندين جهت استدلال به آن صحيح نيست :
هامش
( 2 ) نجم ثاقب / 226 ؛ غيبت طوسى / 102 .
( 3 ) نجم ثاقب / 217
( 4 ) نجم ثاقب / 284 .