تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
و حضرت در دوران غيبت كبرى ، همسر گزيده است ، زيرا اين كار با سنّت مؤكد اسلامى و دستورات فراوان به ازدواج و تشويق و ترغيب بسيار بر آن ، تطبيق مىكند ؛ و تبعيّت از اين سنت ، براى حضرت مهدى - عليه السلام - لازمتر از ديگران است . مخصوصا اگر معتقد باشيم كه معصوم - تا آنجا كه ممكن باشد - ترك مستحب نكرده و مكروه انجام نمىدهد و به عصمت حضرت مهدى - عليه السلام - نيز ملتزم باشيم ؛ چنان كه صحيح نيز همان است . پس در صورتى كه ازدواج امكان داشته و منافى غيبت نباشد ، بر آن حضرت - عليه السلام - لازم مىشود . و با اين برداشت و تصور ، امكان دارد كه در هر نسل و يا اينكه در بيشتر نسلها امام - عليه السلام - را فرزندان بسيارى باشد كه نسل آنان نيز با مرور زمان گسترش يابد . زيرا ايشان شخصيّت حقيقى خود را به فرزندان مستقيم و همسر خود معرفى نمىكند ، تا چه رسد به ذريه و اولاد فرزندان . ( 1 ) از گسترش اين نظريّه يك مطلب جلوگيرى مىكند - اگر خود دليلى بر نداشتن فرزند نشود - و آن عبارت است از اينكه داشتن فرزند معمولا همراه با شناخته شدن آن حضرت و روشن شدن وضع ايشان است . زيرا سالهاى اندك ، و بلكه بيست سال و سى سال را مىشود به صورت ناشناس ، همراه زن و فرزند زندگى كرد چنان كه امكان دارد در صورت التفات و متوجّه شدن همسر از وى دورى گزيد ، و ليكن دور بودن و ناشناخته ماندن نسبت به ذريه و فرزندان مشكل است . زيرا آنها - يا لااقل برخى از آنها - مىخواهند پدر خود را بشناسند و حسب و نسب خود را بدانند و لذا پيوسته آن حضرت زير نظر آنها بوده و مورد شناسايى قرار مىگيرد و لذا نمىتواند براى زمانى طولانى خود را از ديده‌ها مخفى نگاه دارد و كسى از راز او آگاه نشود . و بعد از گذشت پنجاه و يا هفتاد سال ، وقتى فرزندان ملاحظه كردند كه آثار پيرى در او ظاهر نشده و همچنان جوان باقى مانده است ، لااقل اين احتمال به ذهن آنها راه پيدا مىكند كه نكند وى حضرت مهدى - عليه السلام - است و يا فردى استثنايى است كه بايد دربارهء او تحقيق بيشترى بشود . و اين جستجو و پيگيرى خلاصه به نتيجه مىرسد و احتمال شناخته شدن آن حضرت در ميان هست و اين مطلب با غيبت و پنهانى امام - عليه السلام - منافات دارد . و اگر همهء اولاد او مراقبت و مواظبت از او را چندين