( 1 ) و امّا فرض اينكه بگوييم آن حضرت فقط براى همسر خود آشكار مىگردد و ديگران نمىتوانند او را ببينند ، اگر چه از نظر عقلى اشكالى ندارد و امكانش وجود دارد ، و لكن خيلى بعيد است ، به طورى كه چنين احتمالى نمىدهيم . زيرا بايد پيش از آنكه امام - عليه السلام - با اين زن ازدواج كند ، از هر جهت مورد اطمينان باشد و جزء ياران مخصوص و ويژه حضرت مهدى - عليه السلام - باشد ؛ به طورى كه هيچگونه خطرى از سوى او متوجه آن حضرت نباشد . و چنين زنى - اگر نگوييم بالفعل وجود ندارد - وجود وى در ميان زنان عالم بسيار بعيد و نزديك به عدم است . تا چه رسد به اينكه بگوييم در هر نسلى يك زن با اين خصوصيات يافت مىشود . « 1 »
بنابراين طبق نظريّه اوّل ، زندگانى بدون همسر در طول غيبت كبرى ، براى امام مهدى - عليه السلام - ضرورى و لازم است .
( 2 ) و اما طبق نظريّه دوم ، كه بنابر آن عنوان و شخصيت امام - عليه السلام - پنهان است ، تمام اشكالات وارد بر نظريّه اول ، ديگر موضوعى نخواهد داشت .
زيرا اگر چه براى آن حضرت ، ازدواج كردن با شخصيّت واقعى خود - با توجّه به عدم وجود همسرى با خصوصيات مطلوب كه ذكر شد - امكان ندارد ، ولى بدون تشخّص و به صورت ناشناخته ، اشكالى پيش نخواهد آمد و خيلى هم آسان خواهد بود . بدين صورت كه همسر آن حضرت در دوران عمر خود ، ايشان را نشناخته ، و بر فرض كه در ذهن وى سؤالى پيش آيد - كه چگونه حضرت با مرور زمان پير نمىشود و . . . - حضرت مهدى - عليه السلام - مىتواند با برنامههاى ويژهاى او را طلاق داده و از خود دور سازد ؛ و يا اينكه شهرى را كه در آن زندگى مىكند ، عوض كند و در جاى ديگر با شخص ديگرى ازدواج نمايد .
( 3 ) حال كه اين گونه ازدواج امكان دارد ، مىتوانيم بگوييم كه آن انجام گرفته
هامش
( 1 ) مؤلّف محترم مسأله را زياده از حدّ مشكل گرفته است و لا بد در عراق به چنين زنانى برخورد نكرده و آسان نيافتهاند . از كجا معلوم كه حضرت نتواند بيابد و شناسايى كند و طبق اصطلاح مشهور :
« عدم الوجدان لا يدلّ على عدم الوجود » خلاصه از نظر اين جانب ، وجود چنين بانوى با فضيلتى به تعداد زياد ، چندان هم محال نيست . ( مترجم )