نمونهها تطبيق مىكند كه هرگاه حضرت بخواهد آنها را از بين ببرد با وظيفه اسلامى خويش مخالفت كرده و اگر به طور حتم نگوييم ، لااقل احتمال اين مخالفت خواهد بود . و البته كه هيچگاه حضرت دست به چنين خلافى نمىزنند .
( 1 ) بنابراين هيچگونه پيوستگى و ملازمتى ميان وجود امام مهدى - عليه السلام - و ايستادگى آن حضرت در مقابل اين ، گونه ظلمها و بديها نيست ، تا آقاى دونلدسن بتواند نبود حضرت بقية اللّه را از آنها استنتاج كند .
و امّا ديگر ستمها را ، چنان كه گفتيم ، طبق تكليف شرعى و مسئوليّت اسلامى خويش ، از بين مىبرد و در حدود شرايط خاص اسلامى ، به صورت يك فرد عادى جامعه - نه با عنوان امامت و مهدويّت - در مقابل آنها ايستاده و براى از ميان برداشتن آنها مىكوشد .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 79
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٧٩