برخوردار بودند ، آشكار نشد .
يك قرن ديگر نيز طرفداران شيعى مذهب آل بويه ، حكومت شيعى را در دست داشتند ، در عين حال امام در همان غيبت و پنهانى كبرى ، باقى ماند .
قرن سوم با ويژگى ستم و نهضتها و روى كار آمدن بردگان و طبقات پايين اجتماع سپرى شد ، و بازهم امامى كه در انتظارش بودند آشكار نشد .
جنگهاى صليبى ، با شركت خاندان پيامبر ، بدون اينكه امامشان در ميان ايشان باشد نيز سر رسيد . از سوى مسلمانها زمام امر براى اعلان جهاد ، در انحصار بنى عباس و خلفاى فاطمى بود كه توان مقاومت در برابر جنگجويان به ظاهر مسيحى داشتند ، ولى در عين حال ، امام ظهور خود را به تأخير انداخت .
و بعد از گذشت چهار قرن از وفات آخرين نايب خاص ، در قرن سيزدهم ميلادى ، جنگندگان مغول بر كشور ايران يورش برده ، با سنگدلى و قساوت بىنظيرى عدّهاى را كشته و شهرها را ويران كردند ، ولى على رغم تمام ويرانيها و دردها و نابسامانيها ، صاحب الزمان با فراغت هر چه تمامتر به صبر خويش ادامه داده و آشكار نشد . و حتّى در آغاز قرن ششم هجرى ، در زمان شيوخ آذربايجان و دولت جديد صفوى ، امام غايب جز از طريق رؤيا و مكاشفه به پيروان خود نپيوست و فقط براى اين پادشاهان - چنان كه ادّعا مىكنند - آشكار مىشد . » « 4 »
( 1 ) با اينكه در اين گفتار ، چندين نكته قابل بررسى و نيازمند بازنگرى است ، و ليكن آنچه اهميّت دارد بررسى اشكال مهمّى است كه در نظر دونلدسن بوده و عبارت است از : استبعاد وجود امام مهدى - عليه السلام - به سبب آشكار نشدن آن حضرت به هنگام احتياج به وجود او كه بيايد و ظلم و ستم را از شيعيان خود و عموم مسلمانها بر طرف سازد .
( 2 ) پاسخ اين اشكال با توجه به آنچه قبلا گفته شد ، روشن شده است و اكنون آن را در قالب چند صورت يادآور مىشويم :
هامش
( 4 ) عقيده الشيعة از دونلدسن / 348 ، 349 .