كارهاى امام - عليه السلام - مؤثر و پيوسته ثمربخش است و اگر هم نتيجه ندهد ، به سبب كوتاهى و تقصير ديگران است . و ما اهميّت عمل آن حضرت را در اينكه مثلا عضو يك جمعيّت خيريّه و يا سرپرست يك موقوفه همگانى است ، نمىدانيم ؛ و اگر چه اين نيز ممكن است و با اهميّت مىباشد ، ولى مهمتر از آن اين است كه ايشان پايهگذار كارهاى عام المنفعه و جلوگيرى از شر و ستم - تا آنجا كه مؤثر در شرط روز موعود نباشد - هستند .
( 1 ) بدين معنى كه هرگاه آن حضرت اهميّت كارى و يا خطرات كارهاى ستمكارى را نسبت به جامعهء اسلامى مشاهده نمايد ، با ايجاد آنچه كه بهتر باعث بر طرف شدن ستم مىگردد و با تدبير و كياست مخصوص به خود ، نزديكترين ، مناسبترين ، و پرتأثيرترين راه را براى انجام عمل برمىگزيند . و گاهى پيش از آنكه ستمكار عملى را انجام دهد كارى مىكند كه از ظلم او جلوگيرى شود .
چنان كه بارها در دوران غيبت صغرى ، اتّفاق افتاد كه امام - عليه السلام - به نمايندگان خود دستور مىداد كه مثلا هيچگونه پولى از كسى نپذيرند ، و آنان بدون اينكه علت اين دستور را بفهمند ، فرمان حضرت را امتثال كرده و بعدها مىفهميدند كه حكومت وقت اموالى را براى آنها فرستاده ، تا بهانهاى براى جلب و سختگيرى بر آنان پيدا كند « 3 » . و امام - عليه السلام - با اين دستورها نقشههاى آنان را باطل ساخته است . و هر كس مانند اين كار را يك بار يا بيشتر انجام دهد ، مىتواند هر وقت كه بخواهد بدان عمل كند .
( 2 ) امّا هرگاه از بين بردن ظلم و ستم متوقّف بر اين باشد كه حضرت مهدى - عليه السلام - خود را براى بعضى از افراد آشكار سازد ، در اين صورت نيز طبق برنامه و نقشهاى خاص انجام مىگيرد ، كه در بخشهاى آينده به بررسى آنها خواهيم پرداخت ، و لكن اگر ظهور و آشكار شدن حضرت مفاسدى در برداشته باشد و وضع آن حضرت روشن گردد ، در اين صورت ديگر كارى نمىشود كرد و ظلم و ستم به حال خود باقى مانده و امام - عليه السلام - كارى انجام نمىدهد .
و بهر حال نسبت به كارهاى شايسته ، امكان دارد آن حضرت شخصى و يا
هامش
( 3 ) تاريخ الغيبة الصغرى / 603