توضيح مطلب اينكه ، دو شرطى كه در مورد حضرت بقية اللّه دانسته شد ، در ما وجود ندارد و تكليف اسلامى ما از اين جهت از تكليف امام - عليه السلام - در دوران غيبت خويش گستردهتر و دامنهدارتر است .
( 1 ) و امّا شرط نخستين - و آن اين بود كه غيبت و پنهانى حضرت از بين نرود و موقعيت او آشكار نگردد - روشن است كه براى ما مطرح نيست . چرا كه ما غيبتى نداريم و غيبت از ويژگيهاى آن حضرت است .
و امّا شرط دوم ، اين بود كه حضرت نبايد در مقابل ظلمى كه در ايجاد شرايط ظهور مؤثر است ، بايستد ، زيرا اگر بخواهد در مقابل اين گونه ظلم و ستم ايستادگى كند ، از پيدايش فهم و شعور و آمادگى مردم براى ظهور خويش جلوگيرى نموده است و آمادگى و رشد مردم را ناتمام گذاشته است ، پس خواه ناخواه نبايد از آن ظلم و ستم جلوگيرى نمايد .
( 2 ) امّا ما ، هرگاه ظلمى را احساس كرديم ، در مقابلش ايستاده و براى ريشه كن كردن آن برنامهريزى نموده ، صفآرايى مىكنيم و با اين عمل از آمادگى و پيشرفت فكرى مردم جلوگيرى نكردهايم . چرا كه مبارزه امّت و جهاد و جبههگيرى آنان روياروى سختىها و دشواريها ، خود از مهمترين پايههايى است كه احساس و شناخت ظلم را در برداشته و شعور و فهم همگانى را رشد مىدهد و احساس مسئوليّت را در آنان زنده مىكند و اين انگيزهاى است كه درسهايى از فداكارى و از خودگذشتگى در تدبير اجتماعى را به دنبال داشته و امّت را گام به گام شايسته محقق ساختن شرط مورد نظر مىسازد .
( 3 ) و در اين صورت ، مبارزه عليه ظلم و ستم ، براى هر مسلمانى ضرورى است و در هر موردى كه شرط مذكور رعايت شود ، امام - عليه السلام - نيز همراه با مردم به مقابله با هر نوع ظلم پرداخته ، و تنها آخرين ظلم براى ريشهكن شدن توسط خود آن حضرت باقى مىماند ، كه بعد از ظهور آن را از بين مىبرد .
( 4 ) نكتهء دوم :
كارهاى اجتماعى حضرت مهدى - عليه السلام - تا اندازهاى كه پنهانى عنوان ايشان محفوظ بماند ، ممكن است به چندين ويژگى متصف گردد .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 74
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٧٤