هيچ حالتى دليلى بر نفى آنها نداريم و بلكه مىتوانيم بر وجود آنها دليل آوريم ، و براى ما امكان اين گونه كارها كه منافات با غيبت نداشته و باعث آشكار شدن آن حضرت نمىگردد ، كفايت مىكند . پس واجب است بر آن حضرت نيز كه همچون ديگر افراد مسلمان ، هر گونه كارى را كه مصلحت اسلام است انجام دهد و التزام به اطاعت از احكام اسلام براى ايشان از ديگران اولى است .
( 1 ) از همين جا است كه نمىتوانيم آن حضرت را - سلام اللّه عليه - جز در حال انجام تكاليف اسلامى خود - به هر صورتى كه امكان داشته باشد - تصوّر نماييم ؛ تكاليفى همچون هدايت شخص و يا جماعتى از كفر به اسلام و از انحراف و كژى به سوى راستى و حقيقت و از ستم به اعتدال و ايجاد سد و مانع در مقابل ظلم و ستمى كه در جامعه حكمفرماست و بر جامعه اسلامى و احكام دين و زندگانى پيروان مخصوص حضرت اثر مىگذارد .
و ما چه مىدانيم كه اگر امام - سلام اللّه عليه - لطف خويش را از ما دريغ فرمايد و كارى به كار ما نداشته باشد وضع ما چگونه مىشود و در چه گمراهيها و تباهيها خواهيم افتاد .
( 2 ) علاوه بر اين در هر عمل خير عمومى و يا هر سنت اجتماعى پسنديدهاى و يا هر انديشه اسلامى جديدى ، احتمال مىدهيم كه دست حضرت مهدى - عليه السلام - پشت سر آنها در حركت باشد و بذر نخستين آن را در سينه و فكر و كار يك فرد و يا افرادى كاشته باشد .
( 3 ) و با صحّت نظريّهء دوم كه عنوان و شخصيّت آن حضرت پنهان باشد ، اين احتمال منتفى نمىشود و صرف احتمال در اين مورد ما را كفايت مىكند كه نظريّهاى را تأييد كنيم كه با دلايل عمومى و اختصاصى مطابق باشد . و همين است مقصود و مراد واقعى از نصوص رواياتى كه از خود حضرت در اين مورد رسيده و گوياى آن است كه حضرت به كارهاى مفيد و سودبخش به حال مردم دست زده و اقدام مىكند ، و از اين جمله است گفتار مشهور آن حضرت :
« و امّا جهت بهرهمندى از من در دوران پنهانىام ، همچون بهرهورى از
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 68
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٦٨