رويارويى و ديدار با ديگران است . زيرا اين نكته واضح است كه در حال پنهانى نمىتواند بدان وظايف عمل كند .
( 1 ) گاهى چنين به ذهن مىرسد كه : براى حضرت مهدى - عليه السلام - امكان دارد به طور كامل ظاهر گشته ، ساير اعمال را انجام دهد و همهء احكام را پياده كند .
پاسخ اين است كه : اين ظهور پيش از آنكه زمانش فرا رسد ممكن نخواهد بود . زيرا اولا : وابسته و منوط به اذن خداوند است ، نه به اذن و ارادهء خود آن حضرت . و ثانيا : براى پيروزى حضرت در روز ظهورش ، شرايط خاصّى است كه بدون تحقق آنها ممكن نخواهد بود و در نتيجه هدف عالى و مطلوب برآورده نمىشود . بنابراين فرا رسيدن ظهور كامل بايد به هنگام تحقق اين شرايط باشد و پيش افتادن آن از هنگام معين به شرايط غير مناسب و موقعيتهاى عارضى جايز نيست .
( 2 ) آرى ، طبق نظريّه اوّل يك احتمال در بين هست و آن امكان ديدارهاى زياد و ظهورهاى پىدرپى مىباشد و اين ديدارها ، اگر چه نسبت به حالت طبيعى حضرت يك موضوع استثنايى است ، و ليكن به هر صورت متضمن پياده شدن احكام اسلامى و نجات دادن اماكن مسلماننشين از چنگال بسيارى از ظلم و ستمهايى است كه بر آنها وارد مىشود . پس چه دليل دارد كه اين مقابله و رو در رويى حاصل نشود و ديدارها مقدار كمى باشد .
( 3 ) طبق نظريّه اول براى اين پرسش پاسخى وجود ندارد زيرا حضرت را هيچگونه خطرى تهديد نمىكند و در هر لحظه كه بخواهد امكان دارد پنهان شود و با اين توانايى پياده كردن احكام اسلامى براى آن حضرت ممكن خواهد بود . پس اين تكليف بر آن حضرت واجب است ، با اينكه مىبينيم چنين چيزى به اندازهاى كه لازم بوده انجام نگرفته و اتفاق نيفتاده است ، و در غير اين صورت مشهور گشته بود و همه از آن خبردار مىشدند . و اين خود دليل ديگرى بر بطلان نظريّهء اوّل است . زيرا انجام ندادن حضرت اين وظايف را ، خود دليل بر عدم وجوب آنهاست ، در صورتى كه ما وجوب آن را طبق نظريّه اوّل ثابت كرديم . بنابراين اگر نظريّه اوّل را صحيح بدانيم بايد معتقد به تقصير و كوتاهى
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 65
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٦٥