تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
حكم شرعى كه تنفيذ و به اجرا در آمدن آن متوقف بر انجام معجزه‌اى باشد ، از وجوب مىافتد ، مگر آنچه با اصل اسلام ارتباط داشته باشد ؛ همچون اثبات نبوّت و امامت و يا اقامه دولت حق . و واضح است كه حكم شرعى وجوب دادرسى درماندگان - به عنوان مثال - با اصل اسلام رابطه‌اى ندارد ، پس اقامهء معجزه براى آن واجب نيست . ( 1 ) مورد دوم : اگر ظهورهاى حضرت متعدد باشد ، به زودى عدّهء كثيرى ايشان را به مجرد ديدن خواهند شناخت ، پس پيش از آنكه آن حضرت فرصت عمل بيابد لازم مىشود كه پنهان گردد . و اين معنايش اين است كه كثرت ظهور - در هر زمانى كه باشد - آن حضرت را از پياپى انجام دادن هر كارى بازمىدارد . ( 2 ) بهر حال كارى كه طبق نظريّهء دوم براى حضرت مهدى - عليه السلام - مىتوان تصوّر كرد دو قسم است : كارى با خصوصيّات واقعى و عنوان مشخّص خود انجام مىدهد ، بطورى كه مىشود آن كار را به او نسبت داد ، اگر چه پس از پايان آن كار باشد . و ديگر ، كارى كه به صورت ناشناخته انجام مىدهد ، يعنى در اجتماع مانند فردى عادى ، با شخصيّتى دوم ، در اسمى ديگر ، و شغل و مكانى كه هيچ نظرى را جلب نكند ، زندگى مىكند و كار خود را انجام مىدهد . ( 3 ) و امّا قسم اوّل كه با خصوصيّات واقعى خود و به طور مشخّص آن دسته از تكاليف اسلامى سابق را كه ممكن باشد ، انجام دهد ، وضع آن روشن است و گفتيم كه احتمال ندارد حضرت مهدى - عليه السلام - شرعا مكلف به اين عمل باشد . زيرا طبق هيچ‌يك از دو نظريّه عمل به اين صورت ممكن نيست . بعد از اين فقط آن كارهايى باقى مىماند كه اخبار مشاهده و ديدار گوياى آن هستند كه مربوط مىشوند به دو قسم آخر از تكاليف پنج‌گانه ، چنان كه در بررسى رودررويىها در آينده توضيح خواهيم داد و اين گونه رودررويىها منافى با هدف او نبوده ، خللى در امر غيبت و پنهانى حضرت به وجود نمىآورد . ( 4 ) و امّا كارهاى شخصى كه به صورت فردى ، به طور عادى انجام مىدهد ، در