كردن حضرت در انجام وظيفهء خويش شويم و روشن است كه اين اعتقاد باطل است و لذا نظريّهء اوّل در بارهء غيبت كه بگوييم جسم حضرت از ديدهها پنهان شده است باطل مىباشد .
در اينجا مناقشات و گفتگوهاى بسيارى است كه از آنها نيز به همين نتيجه مىرسيم و بهتر آن است كه به آنها نپردازيم .
( 1 ) و امّا بنابر صحّت نظريّهء دوم - كه صحيح نيز همان است - امكان بسيار شدن ظهور و آشكار شدن حضرت راهى ندارد و بلكه اصلا منتفى است . زيرا ظهور مكرر و متعدد موجب آگاهى مردم بسيارى از شخصيّت آن حضرت و فاش شدن امر او مىشود و در اين صورت غيبت تبديل به ظهور مىگردد و دانستيم كه هر كارى كه با غيبت منافات داشته باشد پيش از تحقق شرايط روز موعود نبايد از حضرت مهدى - عليه السلام - صادر شود .
( 2 ) گاهى چنين به ذهن مىرسد كه : چه اشكال دارد حضرت صاحب الامر با برنامهريزى دقيقى براى هر ديدار ، بتواند ظهورهاى متعدد داشته و تكاليف خويش را انجام دهد .
پاسخ اين است كه : فراوانى ظلم و ستم و بسيارى نيازهاى مردم ، سبب كثرت ظهور مىشود و كثرت ظهور موجب جلب نظر مردم مىگردد ، به نحوى كه ديگر برنامهريزى دقيق سودى نبخشد .
( 3 ) گاهى نيز اين مسأله به ذهن خطور مىكند كه : براى حضرت امكان دارد به هنگام خطر خويشتن را با معجزه پنهان سازد و بنابراين بايستى براى انجام وظيفه آشكار شود و هر زمان كه لازم باشد و خطرى وى را تهديد كند ، مخفى گردد .
اين سؤال پاسخهاى گوناگونى دارد كه دو مورد آنها مهمتر است :
مورد اوّل : اين است كه طبق اين گفته تنفيذ و استقرار احكام خدا در روى زمين بايد مرتّب از طريق اعجاز باشد ، زيرا اگر قرار باشد اين امر از سوى حضرت مهدى - سلام اللّه عليه - انجام گيرد معمولا مستلزم آن خواهد بود كه ايشان - با توجّه به وجود انحراف در جامعه - در معرض خطر قرار گيرد ، پس لازم مىشود كه خويشتن را با اعجاز پنهان نمايد . در حالى كه طبق قواعد اسلامى مىدانيم كه هر
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 66
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٦٦