عمومى و قانون معجزات دانستهايم كه اهداف بزرگ الهى بر هر چيزى مقدم است و برآورده شدن آن اهداف بر وجود و عدم هر چيزى كه متوقف باشد ، آن چيز موجود و يا معدوم مىشود ، چه از امور تكوينى باشد و چه از احكام شرعيه و امور تشريعى .
( 1 ) حال وقتى به اين هدف مهم كه حضرت مهدى - سلام اللّه عليه - براى آن ذخيره شده است بنگريم ، مىبينيم كه آن هدف مهم متوقف بر پيدايش چندين چيز است مانند وجود و غيبت حضرت بقية اللّه ، و معجزهاى كه متضمن طول عمر و احيانا پنهانى جسم آن حضرت ، براى حفظ ايشان از خطر ، مىباشد ؛ چنان كه از سوى ديگر امورى هست كه روز موعود متوقف بر نبود و عدم آنهاست و از جمله - در زمينهء احكام - هرگونه حكم شرعى كه پياده كردن آن با حفظ و پنهانى امام منافات داشته باشد ، از عهدهء آن حضرت ساقط و لازم نيست كه آن را انجام دهد . و ليكن احكام شرعيهاى كه منافات نداشته باشد ، چه احكام شخصى مثل نماز و روزه و چه احكام عمومى مانند امر به معروف - چنان كه خواهيم ديد - دليلى براى ساقط شدنشان نيست ، بلكه لازم است آن حضرت اين گونه احكام را انجام دهد ، زيرا فرض بر اين است كه منافات با غيبت و هدف حضرت ندارند و توانايى انجام آنها را دارد .
( 2 ) وقتى اين مطلب را دانستيم مىتوانيم به روشنى حكم كنيم كه هر يك از اقسام پنجگانه تكليف در صورتى كه مستلزم آشكار شدن حضرت و از بين رفتن پنهانى و غيبت باشد ساقط مىشود . و اين در سه قسم اوّل روشن و واضح است زيرا انجام دادن آن تكاليف سهگانه مستلزم آشكار شدن و ظهور حضرت مهدى - عليه السلام - مىباشد ، مگر اينكه فرض كنيم آن حضرت رهبرى و زمامدارى را با شخصيتى ديگر غير از عنوان حقيقى خود - چنان كه خواهد آمد - بر عهده گرفته است . و با چشمپوشى از اين احتمال ، دو نظريّه اساسى دربارهء نحوهء غيبت ، در دلالت خود در اين زمينه مختلف خواهند بود .
[ بررسى از ديدگاه نظريه اوّل ]
( 3 ) امّا بنابر نظريّه اوّل هيچيك از آن تكاليف را حضرت مهدى - عليه السلام - نمىتواند انجام دهد ، مگر در ضمن حالات استثنايى كه در حال