تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
كوشيده و به آن رونق بخشيدند ، بذر اوّليّهء دجّاليّت را پاشيده و به تدريج سير تاريخ را به صورت فعليش درآوردند و كوشيدند تا اسلام را از متن جامعه كنار بگذارند ، و ماديّت و سودجوئى شخصى را بر جامعه مسلّط سازند . ( 1 ) بنابراين منافقينى كه به حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - ايمان نياورده بودند روش دجاليّت و فريبكارى را پيش گرفته و غير از آنچه كه در دل داشتند اظهار مىكردند ، اينها بذرهاى نخستين مادّيگرائى فريبكارى هستند كه چهرهء ظاهريشان غير از باطن آنها است و با استفاده از ماسك عدالت خواهى و آزادى طلبى به ميدان آمده‌اند ؛ و اين همان دجال است با عمر طولانى و درازش . ( 2 ) و از همين جا معناى ادّعاى رسالت او را نيز مىفهميم ؛ زيرا افكار مادى از همان آغاز تاكنون خود را سرپرست بشريّت دانسته و براى خود قائل به ولايت بوده ، ولى در دوران زندگى پيامبران و در جامعهء اسلامى رسول خدا تأثيرش ضعيف و نيرويش ناتوان شده بود ؛ و نمىتوانست با تمام افراد در تماس باشد ، لكن هنگامى كه در دوران نهضت اروپائى ( رنسانس ) به اين دجال مادى اجازهء خروج داده شد ، توانست سلطهء خود را بر تمامى پهنهء گيتى گسترش دهد . ( 3 ) از همينجا مىتوانيم معناى اين جمله را كه در نزد دجال « آب و آتش است آبش در حقيقت آتش و آتشش در واقع آب است » بفهميم و بدانيم كه معناى جملهء رسول خدا كه فرمود : « هر كس به او رسيد در آن چيزى قرار گيرد كه آن را آتش مىداند زيرا در واقع آب خوشگوار است » چيست . زيرا آب دجال همان ظواهر فريبنده است كه تمدّن مادى براى پيروان خود به ارمغان آورده است ؛ و آتشش همان دشواريها و گرفتاريها و به جان آمدنهائيست كه نصيب يك فرد مؤمن كه خواسته در مقابل آن بايستد و با آن مقابله كند مىشود . ( 4 ) آن مصالح همان آتش و يا تاريكى واقعى است و اين گرفتاريها و دشواريها همان آب خوشگوار و يا عدالت راستين است و معلوم است كه طبيعتا رسول خدا از آنجا كه بزرگترين دعوت‌كننده به ايمان الهى است ، مسلمين را نصيحت كرده كه مبادا گول ظاهر آب دجال و فريب رنگ و روغن و زرق و برق ماديّت را بخورند ، و به آنها دستور مىدهد كه خود را در همان چيزى بيندازند و وارد كنند كه آن را آتش مىدانند ، زيرا با افكندن خود در اين آتش به طريق حق
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 666 | سيد حسن افتخارزاده / السيد محمد الصدر