( 1 ) و امّا سفيانى ؛ سفيانى سمبل انحراف در داخل اردوگاه اسلامى و يا تفكّر عمومى اسلامى است كه شامل تمامى حركات و جريانهاى انحرافى از گذشته و آينده تا روز ظهور ، كه به نام اسلام گاهى پديد مىآيد ، خواهد بود .
و از همينجاست كه مىبينيم در برخى از روايات شخصى همچون ابو طاهر قرمطى را سفيانى اوّل دانسته و سفيانى موعود را سفيانى دوم معرّفى كرده است ، با اينكه ابو طاهر قرمطى اصلا از خاندان ابو سفيان نيست ، و خصوصيّت بارز او همانست كه مبدأ يك جريان انحراف فكرى در جامعهء اسلامى بوده است و از نظر عقيده منسوب به ابو سفيان بوده نه از حيث نسب و خاندان .
( 2 ) از اخبار و روايات مىتوان انحرافات فكرى و نظامى سفيانى را از كارها و فريبكاريهائى كه در جامعهء اسلامى انجام مىگيرد بدست آورد كه آخرين كارش اعزام لشكر به سوى مكّه و مدينه براى سركوبى كسانى كه به خانهء كعبه پناهنده شدهاند مىباشد كه در بين راه در بيداء به زمين فرو مىروند ، و فقط خبرنگار آنها از آن مهلكه جان سالم بدر مىبرد ، و اين كار را خداوند بدان جهت انجام مىدهد كه حرمت بيت اللّه الحرام را حفظ كند ، و از ريختن خون كسانى كه پناهنده به حرم شريف شدهاند جلوگيرى نمايد ، و شايد خود حضرت مهدى - عليه السلام - هم در آن روز در بين آنها باشد .
( 3 ) اصولا اين جريان را برخى از زمامداران منحرف در جامعهء اسلامى بوجود مىآورند ، و اين واضحترين و روشنترين برداشت از جريان سفيانى است .
خروج سفيانى از وادى خشك يا بس بر پيدايش يك تفكّر قشرى و جامدى كه از يك ايدئولوژى بىمنطق و زورگويانه برخاسته و حق را كنار زده و در افكار خطاكار اشخاص جايگزين گشته است دلالت دارد .
( 4 ) و به هر حال بر طبق اين فهم و برداشت دجال و سفيانى فعلا وجود دارند ، و چيزى نيستند كه در انتظارشان به سر بريم . آرى ، حركت سفيانى به آن نتيجهء نهائيش نرسيده است .
هامش
فقيهان بزرگوار چندان ميانهء خوشى با اين روش ندارند . و العلم عند اللّه . ( مترجم )