فرمانروائيها بر طبيعت همان چيزهائى است كه در تمدّن جديد شاهد آن هستيم ؛ و فتنه و انحرافى كه در اين قدرت و سلطه بر طبيعت و اين تمدّن وجود دارد مخفى و پوشيده نيست ، زيرا بسيارى از مسلمين وقتى چهرهء اين تمدّن گسترده را مىبينند چنين مىپندارند كه تمام عقايد و افكارى كه همراه آنست صادق است ، و اين خود بزرگترين فتنهاى است كه دامنگير مردم اين زمان شده است در حالى كه اين مقايسه بر پايهء درستى بنا نشده زيرا ملازمهاى بين پيشرفت صنعت و تمدّن با صحّت عقيده و انديشههاى فلسفى و اخلاقى نيست ، چون ممكن است جامعهاى از نظر صنعت و پيشرفتهاى مادى به درجاتى بالا برسد ، ولى از نظر فكرى و اخلاقى سقوط كند ، چنان كه در اروپاى امروز مىبينيم و گاهى هم عكسش را در جوامعى ديگر مشاهده كردهايم .
( 1 ) « و از فتنههايش آن است كه به قبيلهاى مىگذرد تكذيبش مىكنند هيچ حيوان چرندهاى باقى نمىماند مگر اينكه هلاك مىشود ، و نيز از فتنههايش آنست كه به قبيلهاى ديگر عبور مىكند او را تصديق مىكنند ، به آسمان دستور مىدهد كه ببارد آسمان هم مىبارد و به زمين دستور مىدهد كه بروياند زمين هم مىروياند ؛ تا آنجا كه چهارپايان اين قبيله ، چاق و فربه مىشوند و چربى و شير فراوان مىدهند . »
( 2 ) مقصود از اين عبارات آنست كه : هر كس نيرو و توان مادّى اروپائى را تكذيب كند و بخواهد در مقابلش بايستد گرفتار مصائب و دشواريها و پيامدهاى ناگوارى خواهد شد . و ثروت و نيرو در اختيار كسانى است كه در مقابل اين تمدّن رام و چاپلوس باشند و با آن همراهى كنند . در اينكه در روايت از قبيله تعبير به « حى » يعنى « زنده » كرده است مقصودش عموم افراد جامعه است ، و صحيحترين تعبير از جامعهاى كه در يك محدودهء مادى به سر مىبرد همين است ؛ زيرا اگر در زمينهء يك فرد نگاه كنيم ممكن است نسبت به زندگى فردى خود با اينكه با اين تمدّن معارضه مىكند بازهم از امكانات مادّى و رفاهى خوبى برخوردار باشد .
( 3 ) از جمله مطالب اينكه دجال مدّعى خدائى مىشود و با صداى بلند در بين شرق و غرب فرياد مىزند : « اى اوليا و دوستان من ، به سوى من آييد ! من آن
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 663
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٦٦٣