كبرى مىباشد چه آنها كه تاكنون واقع شده همچون دولت بنى اميّه و بنى عبّاس و يا واقع نشده همچون دجال و سفيانى .
دوم : علائمى كه مربوط به همين انحرافات عمومى است ، و نتيجهء مثبتى از اين آزمايشات پيش از ظهور است چه آنها كه واقع شده همچون نهضت سادات حسنى و چه آنها كه واقع نشده است ؛ مانند خروج يمانى و نفس زكيّه اگر وجودشان ثابت شود .
سوم : آنچه كه مربوط به آگاه كردن مردم است ، به صورت اعجازآميز از قرب ظهور حضرت مانند صيحه و خسوف در آخر ماه و كسوف در وسط ماه .
بنابراين مىبايست در اين سه زمينه صحبت شود .
( 1 )
زمينهء اوّل : انحرافات عمومى دوران غيبت كبرى
چه آنها كه خود علّت انحرافند و چه آنها كه معلول آن مىباشند .
بيشتر علائم وارده در اخبار چه آنها كه واقع شده ، و چه آنها كه واقع نشدهاند در اين گروه داخلند ؛ زيرا تمامى آنها از شكلهاى گوناگون انحراف در جوامع بشرى صحبت مىكنند چه اينكه اين روايات را بر معناى ظاهرش حمل كنيم يا اينكه آنها را رمز و كنايه و سمبل انحراف عمومى بدانيم ؛ كه اگر بر صراحت بر ظاهر لفظ حمل كنيم واضح است ، و نيازى به بحث اضافى ندارد ، و شامل تمام انحرافات از همان آغاز خلافت بعد از رسول خدا ، تا دولت بنى عبّاس و خروج پرچمهاى سياه به رهبرى ابو مسلم خراسانى مىشود . و يا اختلاف شرق و غرب و يا جنبش و قيام صاحب زنج و جنگهاى صليبى و جنگ تركان عثمانى و نزول و پياده شدن آنها در جزيره و فرود آمدن روميها در « رمله » و يا قتل نفس زكيّه و ظهور دجال و سفيانى ، بر طبق برداشت معمولى از ظواهر اين روايات و ديگر مطالب و علائمى كه در روايات آمده بود .
( 2 ) ولى اگر گفتيم كه تمامى اين عبارات رمزى است ، و ظواهر الفاظ مقصود نيست ، در اين صورت برداشتى كلّى و جامع از مجموعهء اين عبارات كار مهم و مشكلى است ، گرچه اگر بتوانيم برداشت جامعى از آنها داشته باشيم ديگر از