تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
( 1 ) تمام اين حوادث مربوط به روز قيامت است ، و اين خود دليل بر آنست كه وعدهء حق هم در همان روز است . در عين حال اگر دليلى اقامه شد بر اينكه مقصود روز ظهور حضرت بقيّة اللّه است ، بايد از اين ظاهر و اين سياق دست برداشت و وعدهء حق را روز ظهور دانست . زيرا وقتى كه برنامهء كامل عدالت جهانى پياده شد جامعهء بشرى شكل تازه و استوارى به خود مىگيرد و كفّار و منحرفين روى خوشى به آن نشان نمىدهند و اينكه چشمهايشان از حدقه بيرون آيد و به آن خيره نگاه كنند امرى طبيعى است ، و گفتن اينكه « ما در غفلت و بىخبرى به سر مىبرديم » نيز طبيعى است ، يعنى در دوران غيبت كبرى كه دورهء فتنه‌ها و انحرافات بود ، بىخبر بوديم و از آزمايش الهى درست بيرون نيامديم . ( 2 ) در آن هنگام از اشخاص منحرف و مردودين از آزمايش توبه هم پذيرفته نخواهد شد بلكه حضرت فورا آنها را مىكشد و دست آنها را از جامعه كوتاه مىكند ( بطورى كه مفصّلا در تاريخ ما بعد الظهور خواهيم گفت ) . و لذا با سرعت به جهنّم مىروند همان‌طور كه در آيهء شريفه است كه : « همانا شما و آنچه كه مىپرستيد » از اشخاص و مصلحت خواهىها و منافعى كه در دوران فتنه و انحراف براى شما مقدّس بوده « و از سوى غير خدا بوده‌اند همگى هيمهء جهنّمى هستيد كه در آن وارد مىشويد » . ( 3 ) نه تنها اين آيه مربوط به ظهور است بلكه آيهء سورهء كهف هم كه مىفرمود :
فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَ كانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا
مقصودش فتح يأجوج و مأجوج نيست ، بلكه مربوط به ظهور حضرت است ؛ زيرا فتح يأجوج و مأجوج پيش از ظهور خواهد بود و مقصود از آمدن وعده همان اشراف و نزديكى است و لو اينكه آن آيهء ديگر را قرينه بر اين اشراف بگيريم . ( 4 ) تمام آنچه كه گفتيم به حسب احتمال و امكان است لكن در مقام اثبات متوقّف بر آنست كه ظاهر صريح آيه را مربوط به چه چيزى بدانيم ، و تنها مناسبت كفايت نمىكند ، اگر دو احتمال با يكديگر مساوى باشند نمىتوانيم
هامش
و مىگويند : اى واى بر ما كه از اين روز در غفلت و ناآگاهى مانديم ، بلكه ستمكاران بوديم محقّقا شما و آنچه جز خدا مىپرستيد هيزم دوزخ هستيد . و شما ( با بتهايتان ) مر دوزخ را واردشونده‌ايد .