ممكن است كه « وعد الحق » را در اين آيه به ظهور حضرت مهدى - عليه السلام - تفسير كنيم ، بدان جهت كه هدف اساسى خداوند از ايجاد خلقت با تحقّق ظهور آن حضرت برآورده خواهد شد و از اين آيه بطور روشن استفاده مىشود كه فتح يأجوج و مأجوج پيش از وعدهء حق خواهد بود پس قبل از ظهور مىباشد همانگونه كه از حديث نيز همين را فهميديم . و بنابراين حديث و آيه يك معنى را مىرسانند ، البتّه با صرفنظر از جزئيّاتى كه در حديث آمده بود .
( 1 ) ما فعلا نمىخواهيم در بحث يأجوج و مأجوج وارد شويم و بگوئيم كه مقصود از اين دو اسم چيست و حقيقت آنها را اثبات و بررسى كنيم و كيفيّت ساختمان سد را براى پيشگيرى از حملات آنها و گشوده شدن آن سد را بگوئيم .
زيرا فعلا جاى اين بحثها نيست و ظاهر قرآن كريم براى ما كفايت مىكند ، و آنچه كه در قرآن آمده است از عجايب و شگفتيهائى كه در بسيارى از كتب و نوشتهها نقل شده خالى است ، زيرا آنچه كه قرآن كريم بر آن دلالت دارد همين اندازه است ، كه آنان گروهى بيابان گرد و بىتمدّن و وحشى مىباشند ، كه كارشان ايجاد فساد و خونريزى در روى زمين است ، ذو القرنين براى راحتى مردم از دست آنها سدّى در جلوشان ساخت ، و آنها در پشت سد ماندند تا اينكه جمعيّتشان و قدرت عقلى و تمدّن آنها به اندازهاى بشود كه بتوانند سد را بشكنند ، و بار ديگر به اين سوى عالم روى بياورند و دست به فساد و تباهى بزنند و بشريّت بار ديگر گرفتار فساد آنها بشود مخصوصا كه اين دفعه با كينهء بيشترى به خاطر ساختن سد وارد زندگى مردم مىشوند .
البتّه خروج آنها از پشت سد با زمان پيش از ظهور به مدّت كمى مصادف مىشود ( بر طبق آنچه كه از آيهء قرآن و حديث فهميديم ) و - إن شاء اللّه - در كتاب آيندهء خود تاريخ ما بعد الظهور در شناخت آنها نظريّهء كاملى را عرضه خواهيم داشت .
( 2 ) اشكال مهمّى كه جلو اين برداشت را مىگيرد وجود اين احتمال است كه مقصود از وعدهء حقّ روز قيامت باشد كه اين احتمال هم درست است گرچه سياق
هامش
بر ما كه از اين روز در غفلت و ناآگاهى مانديم ، بلكه ستمكاران بوديم .