در يمن نباشد ، و يا اگر هم در يمن است اكتفا فقط به همان منطقه نكند ، در اين صورت از امورى خواهد بود كه وعدهاش را دادهاند ، و دليلى نداريم كه تا كنون انجام گرفته باشد .
و اگر عبارات را رمزى بدانيم حركت يمانى سمبلى از يك قيام بر حقّ در مقابل انحراف و گمراهى موجود در دوران غيبت خواهد بود .
( 1 )
نكتهء ششم : خروج يأجوج و مأجوج
مسلم و ابن ماجه « 77 » از نواس بن سمعان از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - روايتى طولانى را نقل كردهاند كه در ابتدا دربارهء دجال و خصوصيّات و كارهاى او صحبت فرموده ، و سپس نزول حضرت عيسى را در كنار منارهء سفيد شرقى دمشق متذكّر مىشوند و بعد مىفرمايند - طبق لفظ مسلم - :
« در اين هنگام خداوند متعال به حضرت عيسى وحى مىفرستد كه من بندگانى از بندههايم را فرستادم كه هيچكس نمىتواند دست به كشتن آنها دراز كند ( به هيچكس اجازهء جنگ با آنها داده نشده است ) بندگانم را در طور نگهدارى فرما .
و خداوند يأجوج و مأجوج را برمىانگيزاند و آنها از هر فراز و نشيبى برمىجهند و پيش مىتازند . گروه پيشتاز آنها به درياچهء طبريّه مىرسند و از آن مىآشامند و بعد گروه آخر مىرسند مىگويند : در اين آب تلخى وجود دارد . پيامبر خدا حضرت عيسى و يارانش در محاصرهء آنها قرار مىگيرند به اندازهاى كه يك كلهء گاو براى آنها بهتر از صد دينار است براى يكى از شما در امروز . پيامبر خدا حضرت عيسى و يارانش در پيشگاه خدا ناله و زارى مىكنند . خداوند كرمى را در گردنهاى آنها مىاندازد پس همه كشته مىشوند مثل اينكه يك نفر مرده است ( به اين آسانى آنها را از بين مىبرد ) . سپس حضرت عيسى و يارانش از كوه طور پائين مىآيند ولى در روى زمين به اندازهء يك وجب جاى خالى از گند و بوى لاشههاى آنها نمىيابند .
پيامبر خدا حضرت عيسى و يارانش نزد خدا گريه و زارى نموده خداوند پرندگانى همچون گردنهاى شتران مىفرستد آنها را بر پشت خود
هامش
( 77 ) صحيح مسلم 8 / 198 ؛ سنن ابن ماجه 2 / 1356 .