تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
( 1 ) ولى اين احتمال نه با ظاهر روايات سازگار است ، و نه دليلى داريم بر اين كه به صورت رمزى خواسته‌اند اين مطلب را بگويند ؛ زيرا هر يك سمبل و رمز يك حركت مخصوصى مىباشند ؛ دجال سمبل حركت انحرافى از اسلام و بر اثر شهوات به سوى كفر رفتن است ، ولى سفيانى سمبل شبهات و اضطرابهاى داخلى در جامعهء اسلامى است ؛ و اينها دو حركت مستقل مىباشند گرچه در برخى جهات نتيجهء حركت آنها از نظر مخالفت با اسلام يكى مىشود . ( 2 ) و امّا از جهت مخالفت با ظاهر روايات از دو نظر سازگار نيست : اوّل : در صورتى كه سختگيرى سندى را رعايت كنيم ، و خصوصيّات و ويژگيها را كنار بگذاريم مسلّم است كه اين دو اسم ظهور در دو نفر دارند ، گرچه خصوصيّات آنها را ندانيم و اگر شخص واحدى بودند در اخبار و روايات به يك عبارت از او اسم برده مىشد . دوم : اگر سختگيرى سندى را ناديده بگيريم و خصوصيّات و ويژگيهاى وارده در روايات را قبول كنيم ، باز تفاوت و فرق بين اين دو نفر واضح‌تر و روشنتر است . ( 3 ) مهمترين تفاوتهاى بين آن دو به طورى كه در متن روايات آمده بود بدين قرار بود : اوّلا : دجال داراى طول عمر بود ، ولى سفيانى عمر درازى نداشت . ثانيا : دجال به نام فرزند صائد و سفيانى به نام عثمان بن عنبسه خوانده مىشود . ثالثا : سفيانى از فرزندان ابو سفيان بود ، و دجال از اولاد او نبود . رابعا : دجال ادعاى خدائى مىكند ، ولى سفيانى چنين ادعائى ندارد . خامسا : دجال كافر است ولى دربارهء سفيانى عبارت صريحى كه بر كفرش دلالت كند نداريم ؛ اگر نگوئيم كه ظاهر عبارات دلالت بر مسلمان بودن او مىكند . سادسا : دجال همه جا را مىگيرد و به همهء سرزمينها به جز مكه و مدينه حكومتش را گسترش مىدهد ، و ظاهر اين عبارت مىفهماند كه حكومتش از حكومت سفيانى گسترده‌تر است .