آرى بعد از آنكه پارهاى از مضامين آن روايات را بر معناى رمزى حمل كنيم چون به دوران تمحيص و آزمايش وابسته بوده است ، مضمون خيلى از آنها را مىتوانيم صحيح بدانيم بطورى كه خواهيم ديد .
( 1 )
امر دوم : [ مورد دلالت روايات ]
صرف نظر از سختگيريهاى مربوط به سند و يا حمل كردن بر معناى رمزى به صورت كلّى اين اخبار دلالت بر چه مطلبى دارند ؟
در اين اخبار چندين نقطهء ضعف است كه احتمال صدور اينها را از معصومين - عليهم السلام - خدشهدار مىكند ، و نمىشود براى اثبات يك امر تاريخى به آنها استناد جست :
( 2 ) اوّل : دوران حكومت سفيانى در اين روايات به طور متضاد نقل شده در يك روايت نه ماه مىداند ، و در روايت ديگر آن را نفى كرده و مىگويد بيش از هشت ماه حكومت نخواهد كرد .
( 3 ) دوم : برخى از اين روايات حركت سفيانى را با حركت خراسانى در زوال و سقوط حكومت بنى عبّاس همراه مىداند و اگر چنين باشد خروج سفيانى انجام گرفته و پايان پذيرفته ، زيرا خلافت بنى عبّاس سالها است كه از بين رفته است .
لكن با مطلب ديگرى كه فرو رفتن در بيداء باشد منافات پيدا مىكند زيرا تاكنون اين واقعه اتّفاق نيفتاده است . و اگر با خسف همراه باشد ، خروج سفيانى از سقوط دولت بنى عبّاس سالها به تأخير افتاده است و به هيچ شكلى با آن ارتباط ندارد .
( 4 ) سوم : بعضى از اين روايات دلالت بر اين دارد كه سقوط بنى عبّاس بر اثر تضادّى است كه دو جنبش معاصر با هم يكى خروج سفيانى و ديگرى خروج خراسانى با يكديگر دارند و اينها در تاريخ ديده نشده است بلكه آنچه كه دولت بنى عبّاس را از بين برد جنگ و حملهء مغول بود كه بعد از سقوط آنها تا مدّتها به تنهائى و بدون رقيب حكومت كردند .
( 5 ) چهارم : اختلاف در عقيدهء او كه آيا او از مسيحيان است يا از مسلمانان منحرف .