تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 651

مساهمون:

ص٦٥١
( 1 ) ممكن است چنين به ذهن بيايد كه روايت دوم كه دربارهء عقيده‌اش نقل كرديم نمىگويد كه مسلمان است ، بلكه دلالت بر مخالفت وى با تشيّع دارد ، و احتمال دارد كه يك مسيحى مخالف على - عليه السلام - و شيعيانش باشد ، بنابراين تضادّى بين دو روايت نيست . ولى اين احتمال مردود است و چندين جواب دارد « 68 » : اوّلا : يك فرد مسيحى هر چند با اسلام و مسلمين مخالفت داشته باشد بعيد است كه دشمنىاش را مخصوص شيعيان بگرداند و به ديگر افراد كارى نداشته باشد ؛ بلكه نوعا اين گونه مخالفت از مسلمانهاى منحرف است . ثانيا : روايت اوّل كه مىگفت وى مسيحى است نمىتواند مثبت يك واقعهء تاريخى باشد ، زيرا از معصوم نقل نشده است ، زيرا شيخ طوسى از قول بشر بن غالب نقل مىكند كه او مىگويد : « سفيانى روى مىآورد . . . » و دلالت نمىكند بر اين كه او از معصومين نقل مىكند . ( 2 )

امر سوم : [ امكان يك نفر بودن دجال و سفيانى ]

گاهى چنين به ذهن مىرسد كه ممكن است دجال و سفيانى يك نفر باشند مخصوصا اگر سختگيرى سندى را رعايت كنيم و جزئيّات اوصاف را ناديده بگيريم . آنچه از مجموع روايات به دست مىآيد آن است كه هر دو عنوان گوياى فردى منحرف از اسلام است كه عامل ترويج فساد در جامعهء اسلامى است ؛ و اين احتمال چندان هم دور نيست . و مىتوانيم اين احتمال را از اين جهت تأييد كنيم كه در كتب عامه تمام اين خصوصيّات در شخصى به نام دجال و در كتب شيعه در شخصى به نام سفيانى جمع است ، بنابراين امكان اين مسأله هست كه هر دو اسم مربوط به يك شخص باشد ، كه هر مذهبى از ديدگاه خاصّى به او نگريسته است .
هامش
( 68 ) در عين حال كه نويسندهء محترم ما بطور قطع احتمال وارده را مردود دانستند ولى جوابهاى ايشان نمىتواند دليل بر آن قاطعيّت باشد . زيرا احتمال دارد كه افرادى مسيحى و يا يهودى تمام دشمنى خود را با اسلام فقط عليه شيعيان على بن ابى طالب عملى كنند كه آثار اسلام راستين را فقط از آنها ببينند چنان كه حركات جهان كفر و استكبار امروز را مىبينيم ( مترجم )