خود گور خويش را بكند همچون مطالب باطلى كه در برخى از ايدئولوژيهاى منحرف امروز و برخى از سران جنايتكار سابق مىبينيم ، كه جز نفرت از خود چيزى به يادگار نگذاشتهاند ؛ همچون حجّاج و طغرل بيك و تيمور لنگ و نظاير اينها . و با وجود اين گونه راهها براى رسواسازى نيازى به آوردن معجزه نيست .
( 1 ) گفتار آن مؤمن هم در خود روايت ما را بر همين مطلب راهنمائى مىكند كه مىگويد : « اى مردم ، بعد از من با هيچيك از مردم اين عمل انجام نخواهد گرفت » كه بشارت مىدهد هيچكس بعد از او كشته نخواهد شد . و معنايش آن است كه كشتار دجال در بين مردم مشهور و معروف است ؛ و همهء مردم از جنايات او باخبرند ، حالت آن شخص حالت سعيد بن جبير است كه وقتى حجّاج مىخواست او را بكشد مىگفت : « خداوندا او را بعد از من بر هيچكس مسلّط نكن » و با وجود چنين ظلم و جنايتى نيازى به انجام معجزه براى رسوا شدن او نيست .
اين بحثها بر طبق ظاهر عبارات روايت است ، لكن اگر گفتيم كه اين كلمات به صورت رمزى ادا شده و گوياى حقايق ديگرى مىباشند ، ديگر فهم آنها مشكل مىشود .
( 2 )
امر پنجم : بزرگى الاغ دجال
اين مطلب در روايتى است كه شيخ صدوق در كمال الدين از رسول خدا روايت مىكند كه آن حضرت دربارهء او مىفرمايد :
« وى بر الاغى سوار است كه بين دو گوشش يك ميل فاصله است .
خارج مىشود در حالى كه با او است كوهى از آتش و كوهى از نان و رودى از آب . . . » « 76 »
( 3 ) و معلوم است كه فاصلهء دو گوش الاغ معمولى از دو يا سه انگشت تجاوز نمىكند ؛ و اگر فاصلهء بين دو گوشش بخواهد يك كيلومتر باشد حجم ديگر اجزايش چه خواهد بود ؟ ! اين مطلب نيز بدون شك از امورى خارق العاده و فوق طبيعى است كه
هامش
( 76 ) كمال الدين / 529 .