تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
( 1 ) اين گونه نظام شبانه‌روزى در هيچ جاى دنيا ديده نمىشود . بنابراين اگر بخواهد روزى در زمان دجال چنين نظامى ايجاد شود مىبايست از راه معجزه انجام گردد و اين معجزه به نفع دجال بايد باشد ، و اين چنين معجزه‌اى به نفع دجال خود دليلى بر نادرست بودن اين احاديث است ؛ البتّه اگر بخواهد به همين ظاهرش معنا شود و معنايى درست برايش نتوانيم پيدا كنيم ، كه آن معنى را در جهت آتيه - ان شاء اللّه - بحث خواهيم كرد . ( 2 )

امر چهارم : دجال شخص مؤمنى را مىكشد و سپس زنده مىگرداند .

از جمله احاديثى كه بر اين مطلب دلالت مىكند حديثى است كه مسلم از ابو سعيد خدرى نقل مىكند كه گويد : روزى رسول خدا دربارهء دجال مفصّل براى ما صحبت مىكردند ، در ضمن فرمايشاتشان فرمودند : مىآيد در حالى كه ورود به درّه‌هاى مدينه بر او حرام است تا مىرسد به سنگلاخهاى ( زمينهاى آباد نشده ) مدينه . در آن هنگام مردى كه بهترين مردم يا از بهترين مردم است ، در مقابل او مىايستد و مىگويد : گواهى مىدهم كه تو همان دجال هستى كه رسول خدا به ما خبر داده است . ( 3 ) دجال مىگويد : آيا مىبينيد كه اگر من اين شخص را كشتم و بعد زنده گردانيدم آيا شما شك و ترديد داريد ؟ مىگويند : نه . آنگاه رسول خدا فرمود : دجال آن شخص را مىكشد و بعد زنده مىكند و به هنگام زنده شدن مىگويد : به خدا سوگند الآن بصيرت و يقين من دربارهء اينكه تو دجال هستى شديدتر و بيشتر شد . بعد دجال مىخواهد او را بكشد ديگر دسترسى به او پيدا نمىكند . « 74 » ( 4 ) در حديث ديگرى مسلم از رسول خدا نقل مىكند كه : اگر مؤمن دجال را ببيند مىگويد : اى مردم اين همان دجالى است كه رسول خدا از او خبر داده است . سپس حضرت فرمود : دجال دستور مىدهد كه سرش را بشكنند و مىگويد :
هامش
( 74 ) صحيح مسلم 8 / 99 ؛ صحيح بخارى 9 / 76 با الفاظى به همين عبارات .