برويد گرچه بر روى برف حركت كنيد و بخزيد ، زيرا خليفهء خدا حضرت مهدى در بين آنها است . »
( 1 ) و در حديث ديگر چنين نقل شده است كه حضرت مىفرمايد :
« ما خاندانى هستيم كه خداوند براى ما آخرت را بر دنيا برگزيده است .
به زودى اهل بيت من بعد از من به گرفتارى شديدى دچار شده و از جامعه آواره مىشوند ؛ تا اينكه مردمى مىآيند كه با آنها پرچمهاى سياه است . . . تا اينكه آن پرچمها را به مردى از خاندان من خواهند داد . وى زمين را از قسط و عدل پر مىكند به همان گونه كه از ظلم و جور پر كردهاند . هر كس به آنها رسيد نزد آنان برود گرچه بر بالاى برف بخزد و حركت كند زيرا خليفهء خدا مهدى در بين آنها است . »
( 2 ) ظهور اين دو روايت مربوط به حضرت مهدى است ، و مىگويد كه خروج پرچمهاى سياه با ظهور مهدى ارتباط دارد . حتّى در روايت اوّل مىگفت كه حضرت مهدى در بين همان دارندگان پرچمهاى سياه است . با اينكه بطور قطع و مسلّم مىدانيم كه بين نهضت ابو مسلم خراسانى و ظهور حضرت بقيّة اللّه بيش از هزار سال فاصله وجود دارد و شايد هم بيشتر از اين به طول انجامد .
( 3 ) امّا اشكال اوّل ، وارد نيست زيرا سختگيريهاى سندى كه پايبند به آن بوديم ، مخصوص اخبار و رواياتى است كه از آينده خبر مىدهد و شامل تمام اخبار و روايات نمىشود ، و در اين صورت روايتى كه از بحار الانوار نقل كرديم مشمول لزوم آن سختگيريها و دقّت نظرها نمىشود ، زيرا از اخبار و روايات پيشگوئى نيست و تا حدودى قابل اثبات تاريخى مىباشد ، و ناشناخته بودن راويانش به جائى ضرر نمىرساند ( چنان كه در كتاب تاريخ غيبت صغرى اين مطلب را اثبات كرديم « 19 » ) .
( 4 ) و امّا اشكال دوم ؛ نتيجهء معارضه بين دو خبر آن مىشود كه اين دو روايت منقوله در صواعق بىاعتبار بشود و روايت اوّل كه در بحار نقل شده بود مورد عمل و پذيرش قرار گيرد ، زيرا وقتى امر دائر شد بين اينكه اين دو روايت درست باشد يا
هامش
( 19 ) تاريخ الغيبة الصغرى / 47 .