خصوصيّت را ممكن است افراد بسيارى در خود ايجاد كنند ، و هر شخصى كه اسم خودش عبد اللّه باشد اسم فرزندش را محمّد بگذارد و بعد هم پسرش ادّعاى مهدويّت كند و خود را مصداق اين حديث بداند تا در بين مردم به اين منصب و مقام برسد .
( 1 ) پس بايد دانست كه تنها اين ويژگى در اثبات مهدويّت كفايت نمىكند ، بلكه مىبايست تمامى خصوصيّات و ويژگيهاى مربوط به آن حضرت وجود داشته باشد ، و يكى از آنها آن است كه ، از اولاد حضرت فاطمه - عليها السلام - باشد ، و بعد هم بر تمامى پهنهء گيتى سلطه و غلبه بيابد ، و شكّى نيست كه هيچيك از اين خصوصيّات تا كنون در مورد هيچكس پيدا نشده و چنين كسى را با اين خصوصيّات در تاريخ نديدهايم .
( 2 ) سبك و روش چهارم : خبر دادن رسول خدا از بيرون آمدن پرچمهاى سياه از خراسان ، كه اينها يكى از نشانههاى ظهور است .
در اين مورد اخبار فراوانى از شيعه و سنّى وارد شده كه به زودى در بخش آينده به نقل و بررسى آنها خواهيم پرداخت .
( 3 ) آنچه كه در اينجا براى ما اهميّت دارد آن است كه به بررسى اين احتمال بپردازيم ، كه مقصود اين روايات قيام ابو مسلم خراسانى و شورش او بر بنى اميّه باشد ؛ همان نهضت و قيامى كه راه را براى روى كار آمدن بنى عبّاس هموار كرد و آنها را بر كرسى خلافت نشاند . بنابراين ، اين نشانه تحقّق يافته ؛ گرچه بين وقوع آن و ظهور حضرت زمانى بس دراز فاصله شده است ، و اين فاصله منافات با نشان ظهور بودن اين حوادث ندارد . و از اينكه مىبينيم شعار اين انقلاب پوشش جامهء سياه بوده و اين شعار در بين بنى عبّاس بعدها رايج شده و باقى مانده است اين احتمال رجحان پيدا مىكند و قوى مىشود .
( 4 ) روايتى هم كه در بحار الانوار از ركاز بن ابى ركاز واسطى نقل شده مرجّح اين احتمال است . وى گويد : مردى سر حضرت صادق - عليه السلام - را بوسيد و حضرت دست به جامههاى او كشيدند و فرمودند من تا امروز از اين پارچه سفيدتر و نيكوتر نديدهام . وى گفت : فدايت شوم اين جامهء مردم شهر ما است و بهتر از
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 567
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٥٦٧