تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
ترمذى گويد : اين حديثى حسن و غريب است ، كه آن را جز از اين طريق نمىشناسيم . « 14 » ( 1 ) ابن حجر در كتاب الصواعق گويد : حاكم به روايت صحيح از ابن عبّاس - رضى اللّه عنه - نقل كرده است : از ما اهل البيت چهار نفر هستند ؛ سفّاح و منذر و منصور و مهدى از ما هستند . « 15 » وى بعد از نقل اين روايت گويد : اگر مقصودش از اهل البيت بنى هاشم باشد كه سه نفر اوّل يعنى سفّاح و منذر و منصور از اولاد عبّاس و مهدى از نسل حضرت فاطمه باشند در اين صورت اشكالى در آن نيست . و اگر مقصودش آن باشد كه هر چهار نفر از اولاد عبّاس مىباشند ، در اين صورت بايد ، مقصودش از مهدى سوّمين خليفهء عبّاسى باشد كه وى در بين بنى عبّاس همچون عمر بن عبد العزيز در بين بنى اميّه بود و از عدالت و خوشرفتارى مشهورى برخوردار بود . و نيز در روايات صحيح وارد شده است كه اسم مهدى اسم رسول خدا - صلوات اللّه عليه و آله - و اسم پدرش اسم پدر حضرت رسول است ؛ و مهدى عبّاسى اين چنين بود زيرا وى محمّد پسر عبد اللّه منصور بود . ( 2 ) روايت ابن عدى نيز مؤيّد اين مطلب است كه نقل مىكند : مهدى از فرزندان عبّاس عمويم مىباشد . لكن ذهبى گويد : اين روايت را فقط محمّد بن وليد آزاد كردهء بنى هاشم نقل كرده است و او حديث جعل مىكرده است . « 16 » ( 3 ) ما بر اين روايات سه حاشيه و تعليقه داريم : اوّل : حديث دوم از رسول خدا نقل نشده بلكه از ابن عبّاس روايت شده است ، و از پايه و اساس دليل و حجّت نيست و نمىتواند يك مسألهء اعتقادى و تاريخى را اثبات كند . دوم : به هنگام بررسى ، سند هيچ‌يك از اين اخبار قابل اثبات نيستند ، حتّى اگر راويانش افرادى مطمئن باشند ، زيرا قرائنى عمومى كه دليل بر ساختگى
هامش
( 14 ) سنن ترمذى 5 / 1319 . ( 15 ) صواعق المحرقه / 99 . ( 16 ) صواعق المحرقه / 99 .