شادكامى را مىگذرانند و مدّتى به طول مىكشد ؛ تا اينكه در بينشان اختلاف افتاده و بعد از آن كه دچار اختلاف شدند حكومتشان از بين مىرود . » « 10 »
( 1 ) دولت بنى عبّاس هجده سال بعد از رحلت حضرت باقر - عليه السلام - تشكيل شد ، و حضرت باقر - عليه السلام - در سال يك صد و چهارده شهيد شد « 11 » ، و ابو العباس سفّاح نخستين خليفهء عبّاسى در سال 132 « 12 » به خلافت رسيد . ستارهء بخت آنها به هنگام سلطهء تركان بر حكومت افول كرد و در دوران آل بويه و سلاجقه بكلّى زمام امر از دست آنها به در رفت و ديگر نقشى در ادارهء مملكت نداشتند ، تا اين كه در دورهء آل بويه و سلاجقه كاملا بىاثر بودند . و در اين دورهها ، خلافت عبّاسى ، هيبت يا رهبرى نداشت . و جامعهء اسلامى ، لقمهاى آماده براى هجوم تاتارها - به زعامت هلاكوخان مغول - شد ، و آخرين خليفهء عبّاسى ، عبد اللّه - مشهور به المستعصم باللّه - در سال 656 سقوط كرد . « 13 »
( 2 ) سبك و روش سوم : مدح بنى عبّاس و تمجيد از برخى خلفاى آنها .
اين روايات را فقط راويان اهل سنّت آوردهاند ، و در مصادر شيعهء اماميّه اثرى از اين اخبار ديده نمىشود .
از جملهء اين اخبار ، خبرى است كه ترمذى از اين عبّاس آورده است كه گفت : رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - به عبّاس فرمود : وقتى صبح روز دوشنبه فرا رسيد ، خودت و فرزندانت به نزد ما بيائيد ، تا اينكه دعائى براى آنها بكنم كه خدا ترا و فرزندانت را به سبب آن دعا نفع دهد .
صبح روز دوشنبه خدمت حضرتش رسيديم . پيامبر ، عبايى بر ما پوشانيد و گفت : خدايا عبّاس و فرزندانش را بيامرز ، آمرزشى ظاهر و باطن كه هيچ گناهى را باقى نگذارد . خدايا عبّاس را در فرزندانش ، حفظ كن .
هامش
( 10 ) غيبت نعمانى / 262 .
( 11 ) ارشاد مفيد / 245 .
( 12 ) مروج الذهب 3 / 251 .
( 13 ) دليل خارطه بغداد / 277 .