كه از دست آنها كشيدند و آوارگيها و دربهدريها و زندانيهائى كه از آنها ديدند پوشيده نيست ، و نيازى ندارد كه بازگو كنيم . همانطورى كه ناراحتيهائى كه بنى عبّاس از دست شورشگران علوى در طول تاريخ ديدند نيز لازم به تذكّر نيست و كافى است همين اندازه بدانيم كه بخش مهمّى از كتاب مقاتل الطّالبيّين ابو الفرج اصفهانى و بسيارى از فصول كتب تاريخ اسلام اختصاص به همين درگيريها دارد ، كه ما هم بخشى از آنها را در كتاب خود « تاريخ غيبت صغرى » ( صفحات 80 به بعد ) ، آنجا كه سخن از اين برههء زمان بود نگاشتيم .
( 1 ) و امّا فرمايش رسول خدا كه فرمود : « خداوند از آنچه كه بوده و مقدّر شده است فارغ شده است » ! و يا اين جمله « علم خدا بر اين كار گذشته » روشنترين معنائى كه مىشود براى آن نمود همان است كه اين جملات را اشاره به همان برنامهريزى الهى بدانيم ، زيرا آن برنامهريزى مستلزم وجود انحراف در جامعه بود و مصلحت تمحيص ايجاب نمىكند كه خداوند آن را بردارد و تا پيش از ظهور حضرت آن را جابجا كند ؛ بنابراين ، اين رو در روئى و تضادّ بايد وجود داشته باشد تا با تمحيص و برنامهريزى الهى شريك و سهيم باشد و علّت آنكه صريحا به آن اشاره نشده است عدم فهم و درك مردم آن زمان بوده كه امكان نداشته براى آنان از اين گونه قوانين عمومى اسم برده شود ، بلكه اين مفاهيم از لابلاى كتاب و سنّت به دست مىآيد . و روشنترين دليل بر اينكه مقصود همان است كه گفتيم ، اين است كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود : « امر به زودى در دست فرزندان من خواهد بود » و آن در روز ظهور است ، زيرا نخستين كسى كه بطور همگانى و در سطح عموم مردم جهان از اولاد حضرت على و فاطمه - عليهما السلام - حكومت را بدست مىگيرد و حكمى نافذ در سطح جهانى دارد وجود مقدّس حضرت بقيّة اللّه - ارواحنا فداه - خواهد بود و با حكومت او اين تضادّ و درگيرى خاتمه مىيابد .
( 2 ) سبك و روش دوم : اخبارى كه از هلاكت و سقوط دولت بنى عبّاس خبر مىدهد ، همچون روايتى كه از حضرت باقر - عليه السلام - وارد شده است كه حضرت فرمود :
« سپس بنى عبّاس مالك قدرت مىشوند ، دوران جوانى قدرت و
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 563
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٥٦٣