- عليهم السلام - از اوضاع دولت بنى عبّاس در كتب حديثى ما به چندين عبارت و سبك بيان شده است :
( 1 ) سبك و روش اوّل : رسواسازى بنى عبّاس و خردهگيرى از آنان از جهت انحراف و فسادشان و بيرون رفتن آنها از راه حق .
تا آنجا كه مىدانيم كتب و مدارك شيعهء اماميّه اختصاص به نقل اين روايات دارد .
از آن جمله روايتى است كه نعمانى در كتاب غيبت خود آن را از حضرت رسول نقل كرده است كه حضرت روى به عبّاس نموده و فرمود : اى عمو آيا تو را از آن چه كه جبرئيل به من خبر داد با خبر كنم ؟
عرض كرد : آرى اى رسول خدا .
فرمود : جبرئيل به من گفت : واى به حال فرزندان و ذريهء تو از فرزندان عبّاس .
عبّاس عرض كرد : يا رسول اللّه ؛ پس آيا از زنان دورى نگزينم ؟
رسول خدا فرمود : خداوند از آن چه كه مىبايست بشود فارغ شده ( و كارها را تقدير كرده است ) . « 8 »
( 2 ) و در حديث ديگر « 9 » از عبد اللّه بن عبّاس كه گويد : رسول خدا - صلوات اللّه عليه و آله - به پدرم عبّاس فرمود : اى عبّاس واى به حال فرزندانم از فرزندان تو ؛ و واى به حال فرزندان تو از فرزندانم .
عبّاس عرض كرد : اى رسول خدا پس آيا از زنان اجتناب نكنم - و يا گفت :
پس آيا من زنان را از بارورى نيندازم ؟ - فرمود : علم خدا بر اين كار گذشته و امور به دست خداوند است و امر به زودى در دست فرزندان من خواهد بود .
( 3 ) وضع دولت بنى عبّاس و رفتارى كه با فرزندان على و فاطمه اولاد رسول خدا - عليهم السلام - نمودند ، واضح و روشن است و ظلمها و ستمهائى
هامش
( 8 ) غيبت نعمانى / 248 .
( 9 ) غيبت نعمانى / 248 .