تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
شكل و قيافه نداده‌اند و اگر طبق اين نظريّه فرض كنيم كه وضع حضرت مهدى - عليه السلام - چنين است شگفتى نخواهد داشت ، زيرا مردم افراد زيادى را با اين وضع ديده‌اند . و بعد از گذشت چندين سال وقتى وجود حضرت جلب نظر كرد و مردم خواستند كه متوجّه او بشوند ، بطور عادى اين شهر را ترك كرده ، براى سكونت به شهر ديگرى مىرود . ( 1 ) سؤال دوم : رو در رويى با امام - عليه السلام - به شكلى كه در روايات وارد شده و سپس پنهانى آن حضرت پس از ديدار چگونه انجام مىگيرد ؟ و امّا مشاهده و ديدار حضرت خيلى ساده و آسان است . زيرا هرگاه كه ايشان مصلحت ببيند با شخصى ملاقات كند ، يا بصراحت و آشكار خود را معرّفى مىكند و يا با ارائهء نشانه‌هايى كه فرد مقابل - اگر چه پس از لحظاتى - بتواند به شخصيّت ايشان پى ببرد ، خويشتن را به او مىشناساند . حضرت مهدى - عليه السلام - براى اثبات حقيقت خود ، براى هر فردى به نشانه و دليلى احتياج دارد ، چرا كه مردم هيچ‌گونه آگاهى از خصوصيّات ظاهرى حضرت ندارند و براى آگاهاندن آنها اگر معجزه‌اى لازم باشد ، اين كار را خواهد كرد . و اين گونه معجزه چون براى اقامهء حجّت و دليل بر مكلّفين است ممكن و صحيح مىباشد و همانگونه كه روشن است براى اين منظور ارائهء معجزه طريق منحصر بفرد است ، زيرا در هر حال بدون آن از نظر فرد مقابل احتمال اينكه او مهدى - عليه السلام - نباشد وجود دارد . ( 2 ) بسيارى از اخبار و داستانهاى ديدار بطورى بوده كه ملاقات‌كننده در حين برخورد ، آن حضرت را نمىشناخته و پس از جدايى از وى و گذشتن پاره‌اى از زمان به واقعيّت پى مىبرده است ، چرا كه فرد - مگر مدّتى پس از مفارقت از حضرت - نمىتوانسته به اين مطلب پى ببرد كه آنچه حضرت مهدى - عليه السلام - براى او اقامه كرده بود ، از معجزات خاصّ وى مىباشد ، و بدين ترتيب حضرت مهدى - عليه السلام - رهايى خويش را از آگاهى صريح بر حقيقت خود ، در اثناى مقابله و رويارويى ، تضمين مىنمايد ، و در نتيجه پيامدهاى