معجزه اثبات حق ممكن باشد ، ديگر لزومى براى انجام آن وجود ندارد ، چنان كه اين مطلب را در جاى خود مبرهن ساختهايم .
و شكّى نيست كه حفظ امام مهدى - عليه السلام - و بقاى آن حضرت از جمله چيزهايى است كه اقامه حق متوقّف بر آن است و اگر نگهدارى آن حضرت متوقّف بر انجام معجزهاى در پنهان نگهداشتن باشد ، آن معجزه انجام مىگردد ، ولى با كافى بودن پنهانى عنوان و شخصيّت حضرت در برآورده شدن مقصود ، ثابت شد كه نيازى به معجزه نيست ، چون موضوعى ندارد و لازم است نظريّهء دوم را بپذيريم .
حال براى منظّم ساختن اين نظريّهء از لحاظ انديشه و استدلال بايد سؤالات و اشكالات وارده را پاسخ گوئيم .
[ سؤالات وارده و پاسخ آنها ]
( 1 ) سؤال اوّل :
در صورتى كه جسم و بدن حضرت بقيّة اللّه براى مردم آشكار است اگر چه او را نمىشناسند ، ولى با توجّه به اينكه ديگران مىميرند و حضرت زنده باقى مىماند ، چگونه مىشود در طول چندين سال مردم متوجّه وجود آن حضرت نمىشوند ؟
در اين پرسش به كيفيّت و روش خاصّ حضرت مهدى - عليه السلام - براى مخفى نگاهداشتن خود توجّهى نشده است . آرى ، اگر آن حضرت چندين سال پياپى در يك شهر زندگى كند قضيه آشكار شده و مردم به واقعيّت پى مىبرند .
و ليكن حضرت چنين نمىكند بلكه در هر شهر و منطقهاى به اندازهاى كه مردم متوجّه نشوند زندگى مىكند . بنابراين اگر فرض كنيم كه آن حضرت در هر شهرى پنجاه سال زندگى كند تا كنون ( سال 1390 ) در 22 شهر به سر برده است و هنوز چندين برابر آن شهرهايى وجود دارد كه ممكن است در آنجا زندگى كند .
چنان كه ممكن است پس از درگذشت يك يا دو نسل و از ميان رفتن كسانى كه آن حضرت را به لحاظ ظاهر مىشناختهاند ، به يكى از شهرهاى سابق برگردد .
و پذيرفتن اين كه در طول چندين سال مردم متوجّه عمر آن حضرت نشوند ، بسيار ساده است ، زيرا بسيارى از انسانها هستند كه در طىّ ساليان دراز تغيير