و لذا چون نزول حضرت مسيح - عليه السلام - همزمان با ظهور حضرت مهدى - عليه السلام - خواهد بود ؛ پس مسلّم است كه دجّال پيش از حضرت بقيّة اللّه خواهد بود .
( 1 ) با در نظر گرفتن اين قرائن ثابت مىشود كه بسيارى از رواياتى كه اهل سنّت به عنوان علائم و نشانههاى قيامت آوردهاند ، در حقيقت مربوط به پيش از ظهور و علائم ظهور مىباشد .
آرى ؛ نمىشود يك قاعدهء عمومى و كلّى به دست داد كه تمام حوادث و روايات را مربوط به پيش از ظهور دانست بلكه بايد در مورد هر يك از آنها قرائن موجود را در نظر گرفت و در آنجا كه قرينهاى ويژه وجود نداشته باشد دوران وقوع آن رويداد را مجهول بدانيم و مجبور نيستيم كه حتما آن را بر دوران پيش از ظهور حمل كنيم .
( 2 ) نكتهء سوم :
قرائنى كه ذكر كرديم فقط مربوط به تعيين زمان اين حوادث نيست بلكه شامل ديگر خصوصيّاتى كه در روايات آمده است مىشود ؛ زيرا عموما مىشود كه رواياتى را قرينه بر روايات ديگر بگيريم و مطالبى را از آن راه اثبات و يا نفى كنيم ، مخصوصا با توجّه به اينكه خود را ملتزم به اصل استحكام و سختگيرى در سند احاديث نموديم .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 548
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٥٤٨